تبليغاتX
"ن" را از زندگیت ببر بیرون !

عنوان :تبدیل یک ذهنیت قدیم به جدید.

 - اگر به عنوان مثال در آینده ،من هزار نفر زیرمجموعه داشته باشم،آیا همه این هزار نفر را من خود به صورت مستقیم به سیستم معرفی کرده ام؟

- زمینه های سنتی در این کار قابل اجرا نیست .من مطمئنم همه افراد در زمینه های تجاری مختلف اطلاعات  زیادی دارند ،اما سازوکارهای این حرفه خیلی ساده تر از تجارتهای سنتی ماست باید این تفاوتها را پذیرا باشیم .

اگر مربی بسکتبالید و میخواهید تیم شما برنده شود تاکتیک های  شنا را برای بسکتبال به کار نمی برید. چون این تاکتیک ها در زمینه های مربوط به خود جواب می دهد .پس اگر ما می خواهیم در این حرفه موفق باشیم باید از ابزاری استفاده کنیم که در حرفه ماجوابگو باشد.ابزارهای تجارت سنتی بسیار پیچیده تر از  ابزارهای تجارت شبکه ای می باشد.به چه منظور درتجارت  سنتی  اندیشه این است که هر چقدر ارتباط بیشتری داشته باشیم ،فروش بیشتری داریم در نتیجه موفقتر هستیم.ولی همه مردم دارای ابزار ارتباطات زیاد نمی باشند . فرض کنید یک آشپز هستید  و قصد دارید رستورانی در فرانکفورت باز کنید و تا حالا در فرانکفورت زندگی  نکرده اید: در طرف  دیگر برنارد را دارید که عمرش را در فرانکفورت گدرانده و او هم قصد دارد رستورانی در فرانکفورت بازکند به نظر شما کدام شخص موفقتر است؟

در تجارت سنتی هر چقدر ارتباطات ما بیشتر باشد میزان برد ما بالاتر است .پس قطعا" برنارد در این کار موفق تر است . حال شما وارد شغلی جدید شده اید که این ذهنیت را پذیرا نمی باشد چون شیوه اینکار،ارتباطات زیاد نمی باشد .این ذهنیت بدرد این کار نمی خورد .در نظر بگیرید شما شخصی هستید که چهل نفر را به این مجموعه معرفی کرده اید  و مجموعه شما چند ماه است که از عدد چهل بالا تر نمی رود ،اما شخص دیگری که دریک دهکوره زندگی میکرده دو نفر مستقیما" به این سیستم معرفی کرده از شما موفقتر است .

 

o                  پس می بینیم که  که ارتباطات زیاد به درد این کار نمی خورد .

در این کار نباید به دنبال افراد خاص بگردیم هر فردی در Network marketing فردی خاص می باشد ،البته پس از دیدن آموزش و حمایت شدن صحیح،قبل از این به این فکر مشغول بودیم که فردی که می خواهیم به اینکار معرفی کنیم فردی باشد با دوستان زیاد  ،فلانی نصف ایران می شناسد .افرادی که با این طرز فکر  وارد شوند قطعا" شکست می خورند.بالا خره افرادی که آنها می شناسند تمام می شود و دیگر کسی را برای معرفی به این سیتستم نخواهند داشت.

جذابیت این کار اینست هر فردی  با هر سن و توانی می تواند آنرا انجام دهد زیرا احتیاج به تخصص و مدرک خاصی ندارد .

در پیدا کردن افراد خود باید از حلقه تاثیر گذاری خود استفاده  کنید .

-حلقه تاثیرگذاری: کسانی که به شما اعتماد کامل دارند چه از نظر عاطفی و چه از نظرشفلی .مثلا" اگر به آ نها بگوئید یک میلیون تومان به شما قرض دهند بدون هیچ درنگی این کار را انجام دهند .وقتی  ببینند  که شما وارد کارجدید شده اید بلافاصله برای وارد شدن به اینکار بی تابی کنند چون می دانند که شما فردی هستید که به اصطلاح جایی نمی  خوابید که زیرتان آ ب برود .معمولا"هر شخص حداقل سه تا پنج نفررا در حلقه تاثیرگذاری خود دارد .

مثلا" اگر شما بیست دوست صمیمی دارید می توانید بین آنها  چهار نفر صمیمی تر را انتخاب کنید .(این یک مسدله دیگر است )اگر روزی به آنها گفتید که دیگر نباید ورودی بگیرند اینکار را انجام دهند اما اگر با شما صمیمی نباشند حرف شما را قبول نمی کنند .پس در این کار ابتدا دوستان صمیمی را معرفی می کنید  زیرا به ما اعتماد دارند وا گرروزی  نکته ای به آ نها بگوییم از ما پذیرا هستند :برای اینکه می دانند به صلاحشان است .

در نظر بگیرید فرد جدیدی وارد اینکار می شود یک دریچه  به دنیای جدید است جالبی این شخص این است ،نه خود شخص.

هر شخص ممکن است صد نفر را نشناسد اما به طور یقین افرادی را در دایره نفوذی خود دارد که به راحتی می تواند اینکار را به آنها معرفی کرده و خیلی راحت ورودی خود را دریافت کند.

دوستان شما نیز افرادی را در حلقه  تاثیرگذاری خود دارند که به راحتی آنها را به اینکار معرفی  کنند افراد جدید چطور،آنها  هم حدافل 3 تا 5 نفر را در حلقه تاثیر گذاری خود دارند.

-حلقه تاثیر گذاری :

1.حلقه اعتماد عاطفی: مثلا" من وارد اینکار شده ام دختر خاله ام  به من می گوید از پلان کار خبر ندارم اما به خاطر خود تو وارد اینکار می شوم.

2.حلقه اعتماد کاری:من دوست خود را درمترو می بینم به او می گویم وارد کار جدیدی شده ام و کار قبلی خودم را که در آن موفق بودم را رها کرده ام به من می گوید الان وقت شنیدن کار را ندارم اما چون تو وارد شده ای روی من هم حساب کن من در اولین  فرصت   وارد اینکار می شوم.

ممکن است به پنجاه نفر کار را معرفی کنیم دلیلی که فقط  دو نفر از آن پنجاه نفر وارد اینکار   میشوند اینست که  از آن پنجاه نفر فقط فقط  دو نفرشان در حلقه تاثیرگذاری ما بوده اند.پس بهتر است ما  دو نفرخود را شناسایی کنیم تا بیهوده بر روی چهل و هشت نفر دیگر که در حلقه تاثیرگذاری  ما نیستند ، وقت نگذاریم .

پس 48 نفر دیگر  چه خواهند شد ؟چهل و هشت نفر دیگر در حلقه تاثیرگذاری  دوستان شما و افراد دیگر هستند ، آنها نیز توسط یکی از آن افراد وارد اینکار می شوند .

هر کسی می خواهد در  Ebl حداقل 5000-5000 خود را داشته باشد ،فقط کافیست که افرادی که در حلقه تاثیر گذاریشان وجوددارند را  به اینکار معرفی کنند .با آموزش آنها و حمایت صحییح این کار را ادامه دهند .

حالا ما به ورودی های مستقیم خودآموخته ایم که هر شخص پس از ورود به این سیتستم برای موزش دادن باید آموزش ببیند و از طرف شخص معرف خود  حمایت شود.حال ورودیها ی مستقیم ما ورودی های خود را حمایت کرده و آموزش میدهند تا آنها نیز افرادی را که درحلقه تاثیر گذاری خود هستند وارد کنند . در واقع ما اینکار را به ارث گذاشته ایم و دارای مجموعه ای هستیم که هیچ وقت متوقف نمی شود زیرا هر شخص پس از وارد شدن و آموزش دیدن یک لیدر خوب وآگاه می شود که لیدرهای جدیدی  را می پروراند .

o                  لیدر:شخصی است که کار  را به خوبی معرفی کند،با اطلاعات کافی  از کار خود حمایت کند.

o                  Leader (رهبر): کسی که قبلا" راه  را رفته باشد و فرد را رهبری کند تا او نیز با موفقیت این راه را بپیماید .

چهل و هشت نفری که در حلقه تاثیرگذاری من نبودند و کار را به آنها معرفی کردم ، می گفتند عقل تو سر طرف نیست ، ولی  دو نفری که در حلقه تاثیر گذاری من بودند ، از من می خواستند تا آنها را سریع تر ئارد سیستم کنم . وقنی می شود خیلی راحت با استفاده از حلقه تاثیرگذاری  ، افراد خود را به کار معرفی کنیم ، چرا راع سخت را انتخاب کرده و از روش سنتی استفاده کنیم .

اقوام و دوستان و همکاران شما به خاطر EBL   وارد این کار نمی شوند ، آنها بخاطر خود شما وارد کار می شوند . به خاطر نفوذی که شما بر روی آنها دارید . مطمئنا شما روی صد نفر و دویست نفر نفوذ ندارید ، ولی روی سه ، چهار ، پنج نفر خود نفوذ دارید .

در واقعیت ،نشان دادده شده هر شخصی حداقل سه تا پنج نفر در حلقه تاثیرگذاری خود دارد که به راحتی می تواند آنها را به کار معرفی نماید .

 

آن چها ر دایره افرادی هستند که در  حلقه تاثیرگذاری شما قرار دارند.

چهار دایره اول افرادی هستند که به خاطر اعتماد به شما وارد شده اند اما چهار نفر بعدی دیگر به خاطر شما وارد نشده اند بلکه آنها به خاطر آن چهار نفری  که شما وارد کرده اید وارد شده اند برای شرکت هم فرقی نمی کند که معرف این افراد شما بوده اید یا دوستان زیرمجموعه  شما.

 

شما در ابتداچهار نفری را که در حلقه تاثیر تپذیرتان بوده اند را وارد کرده اید اما هر کدام از آنها چهار نفر داشته اند که در حلقه تاثیر پذیری آنها قرار داشته که به خاطر شما وارد نشده اند ،بلکه به خاطر دوستانی که در حلقه تاثیر گذاری شما بوده اند وارد شده اند وآنها نیز افرادی را دارند که به خاطر اعتماد آنها وارد اینکار می شوند .شما می توانید با حمایت چهار نفر خود مجموعه ای عظیم و سازمانی بزرگ داشته باشید وبا آموزش آنها اینکار را به صورت ارث برجای بگذارید.

آموزش:تجربه ای را تئوری به کسی یاددادن .

حمایت:پشتیبانی کردن از افراد که تجربه های شما را درست به کار ببرنند و بتوانند به راحتی در اینکار موفق شوند.

اگر شما به شخصی بگویید که فقط چهار نفر کافیست به سیستم معرفی کند اگر او را حمایت و پشتیبانی نکنید و آموزش ندهید مجموعه آن فرد همان چهار نفر باقی می ماند و حرفی که به شما خواهد گفت این است که تقصیر تو بو د که مجموعه من چهار نفر است من قصد داشتم افراد بیشتری را به سیستم  معرفی کنم .اما با حمایت صحیح آنها میدانند که باید چهار نفر خود را معرفی کنند و کار ادامه  پیدا میکند .

شخصی که تازه وارد این کار می شود مثل یک نوازاد تازه به دنیا آمده می باشد که شما مسئول تربیت او می باشید اگر خود شما آموزش نبینید به زیرمجموعه خود یاد داده اید که او هم میتواند آموزش نبیند . اگر شما  شخصی باشید که چهل نفر را به سیستم معرفی کرده اید و از افراد زیرمجموعه خود بخواهید که آنها فقط چهار نفر را به سیستم معرفی کنند آنها طبعا" قبول نخواهند کرد چون شما به آنها یاد داده اید که میتوان در اینکار چهل نفر را همزمان و بدون آموزش دیدن معرفی کرد .

ترجیح می دهید راه سخت را رفته و همه این 355 نفر را خود شما معرفی     4

کنید یا به راحتی با آموزش چهار نفر خود آن افراد نیز مانند شما معرف        16

چهار نفر خود باشند و به راحتی بعد از چهارمرحله به 355 نفر برسید.        64

و کار ادامه پیدا کند و متوقف نشود (در  واقع لقمه را دور سر چرخاندن )    256

فراموش نکنید که شما می دانید که اصول اینکار به چه صورت است .اما    355

شخص تازه وارد از این اصول بی اطلاع است (مثل نوزاد تازه متولد شده)

-اکثر افرادی که می توانستند علاقه زیادی به اینکار داشته باشند و در آن موفق شوند به خاطر پشتیبانی نشدن دلسرد می شوند .باید در اینکار صبور باشیم:افراد را پس از معرفی آموزش دهیم .

درست است که زمان مصرف میشود اما بعد از آن ما چهار فرد آموزش دیده با اطلاعات کافی در اختیار داریم و دیگر تنها نیستیم.

بعد از چهار مرحله می بینیم که مجموعه ما چه راحت از رشد تصاعدی  خوبی برخوردار است .

نکته:برای آغاز هر کاری بایستی چهار چوب ذهنی درباره آن داشته باشیم .

در تجارت سنتی  قدرت فروش در ارتباطات افراد بود در حالیکه در Ebl قدرت فروش در استفاده از حلقه تاثیرگذاری می باشد .

پیش از هر کاری  باید استراتژی کار را بدانیم ،قبول و استفاده کنیم.

-         مزایای استفاده از حلقه تاثیرگذاری:

o                  آسان ورودی میگیرید .

o                  در آغاز مجموعه سریع رشد میکند .

o                  با کسانی که راحت هستیم کار میکنیم.

o                  سود خود را با کسانی که دوستشان داریم تقسیم می کنیم .

o                  آنها به حرفهای ما اعتماد دارند.

o                  هنگام پیگیری ازما فرار نمیکنند و راحت می توان آنها را پیگیری کرد .

o                  هنگام  پیگیری به کار توهین نمیکنند.

o                  حلقه تاثیرپذیری در همه افراد مشترک می باشد.

-         به دو علت ذیل سراغ حلقه تاثیر پذیری نمی رویم:

o                  به تواناییهای افراد نزدیک به ما برای انجام کار شک داریم :وقت میگوییم کار  (Simple To do) است دروغ نمی گوییم پس شک نکنیم.

o                  فکر میکنیم آنها افرادی برای ورود  به اینکار ندارند ،که اشتباه است چون آنها هم مثل همه آدمهای دیگر حلقه تاثیرگذاری دارند .

-         نکته: خودمان را فراموش کنیم و به فکر ساختن راهبر(Leader) و سازمانمان باشیم .

-         نکته:مهمترین قسمت کار شروع آن است که باید مدتی  خاک آنرا بخوریم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 17:18  توسط +VisioN  | 

آیا تا به حال به این نکته توجه داشته اید که چه عبارت ها و کلماتی را در گوگل جستجو می کنید؟ آیا می دانید چه عبارت ها و کلماتی بیشتر در موتورهای جستجوگر تایپ می شوند؟ دانستن این موضوع که مردم به چه موضوعاتی بیشتر علاقه دارند می تواند به شما کمک بسزائی در تهیۀ وب سایت و یا وبلاگتان در راستای کسب درآمد روی اینترنت کند. برای مثال در صورتی که موضوع مطالب وبلاگ یا وب سایت شما در مورد سینما است بسیار اهمیت دارد که بدانید افراد علاقه مند از چه کلماتی برای رسیدن به اطلاعات مورد نظرشان استفاده می کنند ، آیا کلمۀ "سینما" را بیشتر مورد استفاده قرار می دهند یا کلمۀ "فیلم" را و یا شاید هر دوی آنها یک جا؟ آن دسته از صفحاتی بیشتر مورد بازدید قرار می گیرند که کلمات کلیدی مناسبی را انتخاب کرده باشند.

نکتۀ با اهمیت در اینجا است که همواره بایستی کلماتی را مورد استفاده قرار دهید که بیشتر جستجو می شوند چرا که اگر چه رقابت در استفاده از این کلمات به مراتب بین سایت های رقیب بالا است اما اگر با عبارت های محبوب حتی در صفحات سوم یا چهارم قرار بگیرید بسیار بهتر است تا با دیگر عبارات در صفحۀ اول جستجو باشید.بهترین انتخاب در کلمات کلیدی استفاده از کلماتی است که محبوب تر از همه ، دارای میزان رقابت پائین تر و در ارتباط با مطالب سایت شما می باشد.

تقلب نکنید

اصلاً کار درستی نیست که از کلماتی استفاده کنید که به هیچ عنوان در ارتباط با مطالب سایت یا بلاگتان نباشد. چرا که حتی اگر بازدید کننده ای به خاطر آن کلمه وارد سایت یا بلاگتان شود اما اطلاعاتی که انتظار داشته را نیابد فوراً سایت را ترک می کند و یک بازدیدکننده کاذب لقب می گیرید. همچنین سعی نکنید که کلماتی را در گوشه و کنار سایتتان تایپ کنید و آن را همرنگ صفحۀ پس زمینه سایت کنید، این کار باعث می شود تا موتور جستجوگر رتبۀ سایت شما را پائین آورد. خلاصش اینکه صادقانه کار کنید.

اما گاهی تقلب آزاد است

این یک امر طبیعی است که جستجوگران در تایپ عبارات خود دچار خطا شودند و این موضوع بیشتر در مورد عبارات انگلیسی صادق است. برای مثال میزان جستجوی کلمۀ "googoosh" در جولای 2006 در سایت یاهو 6886 بار بوده و این در حالی است که کلمۀ "googosh" در یاهو 295 بار جستجو شده. اگر وب سایتی این کلمه را در مطالب خود به هر دو شکل تایپ کند علاوه بر اینکه قسمتی از بازدید کنندگانی که کلمۀ صحیح را تایپ کرده اند به خود جذب می کند امکان دارد تمامی 295 نفری را که این کلمه را اشتباه تایپ کرده اند را نیز به سمت سایت خود بکشاند. اما این تقلب به نفع خود بازدیدکننده است چرا که با وجود تایپ اشتباه خود به اطلاعات موردنظرش رسیده است و شما به او کمک کرده اید.

ابزاری مفید برای انتخاب کلمات کلیدی مناسب

گوگل و یاهو دو ابزار بسیار مفید را در اختیار کاربران خود قرار داده اند که به مدیران وب سایت ها و وبلاگ ها کمک می کنند تا در نوشتن مطالب خود از عبارات یا کلماتی استفاده کنند که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند. Overture Search Term Suggestion Tool   یکی از این ابزارهاست که توسط یاهو تهیه شده و شما می توانید کلمات کلیدی ای را که در هر ماه در این موتور جستجو گر ، جستجو شده را بیابید.

Google Adwords هم ابزاری است که گوگل در اختیار کاربرانش قرار داده . کار با ابزار یاهو بسیار آسان تر و کاربردی تر است و من خودم بیشتر از آن استفاده می کنم.

نکات کلیدی در مورد کلمات کلیدی

  • بیشتر کاربران دیگر به جای جستجوی یک کلمه از جمله ها و عبارات دو یه سه کلمه ای استفاده می کنند لذا در انتخاب کلمات کلیدی خود این موضوع را مدنظر بگیرید.

  • همواره کلمات کلیدی خود را در بالاترین قسمت مطلب یا مقالۀ خود بنویسید.

  • کلمات کلیدی را در موضوع(title) هر صفحه از سایت خود جای دهید و بهتر است موضوع هر صفحه از سایت شما از چهار کلمه فراتر رود.

  • در صورتی که برای کلمات کلیدی مورد نظر خود متا تگ (metatag) ایجاد کرده اید لازم است در مورد هر کدام از کلمات کلیدی خود یک مقاله در سایت خود داشته باشید.

  • در انتخاب کلمات کلیدی خود از طریق ابزارهای گوگل یا یاهو مترادف های موضوعی خاص را جستجو کنید و از بین آنها محبوب ترین را انتخاب کنید.


امیر آزادی ، نگارنده و مترجم مطالبی راجع به بازاریابی شبکه ای ، بازاریابی اینترنتی و کارآفرینی می تواند از طریق سایت اینترنتی اش یعنی www.mlminiran.bravehost.com  با شما در ارتباط باشد . می توانید مطالب دیگری همچون این مقاله را در سایتش بیابید. همچنین با عضویت در خبرنامه های سایت امیر از مطالب به روز و خواندنی بهره مند شوید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 17:10  توسط +VisioN  | 

همواره در خبرنامه ها و وبلاگ خود بر این نکات تأکید داشته ام که برقراری ارتباط بر مبنای یک قاعده و تکنیک خاصی نیست چرا که افراد با هم متفاوت هستند و تکنیک های فروش برای همه افراد کاربرد ندارد لذا بایستی متدهای برقراری ارتباط را روی مفاهیم و قواعد ارتباط  پایه گذاری کنیم . اگر مفاهیم و قواعد برقراری ارتباط را بدانیم در آن زمان برای تمامی افراد کاربرد دارد. اگر نگرش ما نسبت به افراد کمک کردن به آنها باشد اولین قدم در برقراری ارتباط را برداشته ایم.

به این سوال پاسخ دهید : هدف یک شغل یا بیزینس چیست..؟ هر شغلی که در جهان وجود دارد؟
شاید پاسخ شما چیزی مانند این باشد ، " کسب درآمد" یا " سودآوری" یا "پولسازی".

اگر پاسخ شما این می باشد بدین معنی است که شما فقط به خودتان فکر می کنید پس از مخاطبتان چه انتظاری دارید؟ به شما گوش کند و محصولاتتان را خرید کند یا در جلسۀ معارفۀ (presentation) شما شرکت کند؟ شما باید به آنها و مشکلاتشان اهمیت دهید. یعنی خوب گوش کنید و بعد از اینکه از گذشتۀ آنها و مشکلاتشان مطلع شدید در صدد رفع نیاز آنها یا مشکلاتشان باشید . با این نگرش حالا می توانم شش مرحله برقراری تماس با مشتری را به شرح زیر برایتان بیان کنم. اما باید بدانیم که بدون نگرش فوق انجام شش مرحله زیر کاری بیهوده است:

شش مرحله تماس با مشتریان بالقوه

1. ابتدا هدف خود را از برقراری تماس با مخاطب تعیین کنید: بدانید که به دنبال چه چیزی هستید؟ چه اطلاعاتی می خواهید؟ و چه اطلاعاتی باید بدهید؟ می توانید این اهداف را مدنظر داشته باشید: *آشنا شدن با مشتری - *شناسائی نیازهای مشتری و موقعیت او - *تشویق مشتری برای تشکیل جلسۀ مشترک - *فروش محصول و .......... .

2. بر ترس خود غلبه کنید: می دانید از چه می ترسید؟ از نه شنیدن . اما نه شنیدن امری عادی است که همواره در اولین تماس با مخاطبتان وجود دارد. مطمئن باشید که این نه شنیدن به معنای نخریدن محصولتان نیست. مردم کارها را برای دلایل خودشان انجام می دهند نه ما. آنها بوسیلۀ علاقۀ شخصی خودشان دارای انگیزه هستند. شاید این جمله را شنیده باشید که " چی به من می رسه؟" همچنین بسیاری از مردم از آنچه که به آنها گفته شود انجام دهند یا قانع برای انجام دادن شده باشند مقاومت می کنند ، اما آنها دوست دارند یاد بگیرند چگونه انجام دهند یا چه چیزی را انجام دهند. اگر به مردم بخندید آنها هم خنده به شما تحویل می دهند.

3. به صدا و نحوۀ صحبت کردن خودتان دقت کنید: از خصوصیات یک فروشندۀ موفق خودجوش بودن و سرزندگی است. هنگام صحبت کردن با محبت،گرم و شمرده صحبت کنید. صحبت کردن درست باعث می شود تا علاقه و اعتماد به نفس به شخص مخاطب منتقل شود و اعتماد او جلب شود.

4. ارتباط با مشتری را به صورت مداوم در برنامۀ کاری خود قرار دهید: برقراری تماس زمانی مؤثر است که به صورت مداوم انجام شود. در هر مقطع زمانی مشتریان بالقوه شما را فراموش می کنند چرا که مشغلۀ کاری این فرصت را به آنها نمی دهد که با شما تماس بگیرند. تماس مداوم با مشتری اصل مشتری مداری است و باعث می شود تا مشتری اطمینان پیدا کند که شما به او اهمیت می دهید البته این بدان معنی نیست که در او چنین تصوری را ایجاد کنید که به او محتاج هستید بلکه باعث ایجاد یک احترام دوسویه می شود. اگر توانسته اید با مشتری خود رابطۀ دوستی ایجاد کنید حتی یک احوال پرسی ساده هم بسیار مؤثر است و یا تشکر از او و یا ارسال کارت تبریک در ایام خاص.

5. در برقراری تماس سعی کنید وقت زیادی هدر نشود: سعی کنید بر زمان به صورت بهینه و مناسب کنترل داشته باشید تا بتوانید تعداد تماس های بیشتری در واحد زمان داشته باشید.

6. پیگیری را فراموش نکنید: با اولین تماس امکان اینکه به نتیجۀ دلخواه خود برسید تنها 44% خواهد بود. به طور کلی گفته می شود که فرآیند فروش به شش مرحله تقسیم می شود . همانطور که گفتم در مرحلۀ اول 44% امکان فروش وجود دارد. در مرحلۀ دوم این مقدار به 16% می رسد . مرحلۀ سوم 14% ، مرحلۀ چهارم 12% ، مرحلۀ پنجم 8% و در مرحلۀ ششم تنها احتمال 3% امکان فروش محصول مهیا می شود. برخی از افراد موضوع پیگیری در بازاریابی را یک عمل به دور از اخلاقیات تلقی می کنند و تصورشان بر این است که بازاریاب مشتری را تحت فشار می گذارد. اغلب آنها تا به حال نه فروشنده بودند نه مطلبی راجع به آن خوانده اند و این در حالی است که خودشان اجناسشان را طی همین پی گیری خرید می کنند و بدون اینکه متوجه باشند پروسۀ بازاریابی روی آنها انجام می شود و در نهایت نیازشان برطرف می شود و بازاریاب یکی دیگر از مشکلاتشان را طی همین پی گیری حل می کند.

امیدوارم این مطالب کمک بسزائی به شما برای پیشبرد کسب و کارتان کرده باشد. این مطلب را در سایت خود قرار دهید و ترافیک سایت خود را افزایش دهید.

امیر آزادی ، نگارنده و مترجم مطالبی راجع به بازاریابی شبکه ای ، بازاریابی اینترنتی و کارآفرینی می تواند از طریق سایت اینترنتی اش یعنی www.mlminiran.bravehost.com  با شما در ارتباط باشد . می توانید مطالب دیگری همچون این مقاله را در سایتش بیابید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 17:9  توسط +VisioN  | 

همۀ ما می دانیم که بازاریابی و فروش با یک مقولۀ بسیار مهم تحت عنوان برقراری ارتباط سروکار دارد. منظورم از همۀ ما تمامی کارآفرینانی است که چه در بازاریابی شبکه ای فعالیت می کنند چه روی اینترنت به بازاریابی مشغولند و یا صاحبان مشاغل و کارآفرینان شرکتی می باشند. ارتباط و چگونگی برقراری آن با مردم اولین مرحله از فرایند فروش و یا معرفی کسب و کار می باشد اما مهمتر از آن حفظ این ارتباط است و مخاطب ما بایستی تصویری بسیار زیبا و نگرشی مثبت از ما در ذهنش ایجاد گردد تا یک همکاری طولانی مدت بین ما ایجاد گردد.
 برایان تریسی(Brian Tracy) نامی آشنا در بین فروشندگان،کارآفرینان و نتورکرها می باشد. یکی از مقالات این شخصیت در رابطه با ارتباطات است که ترجمۀ آن را در ادامه می خوانید:

ارتباطات همه چیز هستند
نوشتۀ: برایان تریسی
ترجمه از: امیر آزادی با اضافات

شالوده و اساس شما برای موفقیت
فروش رابطه ای از تمامی استراتژی های فروشندگی مهم تر است. توانائی شما برای گسترش و ابقاء ارتباطات طولانی مدت با مشتری شالوده و اساس موفقیت شما به عنوان یک فروشنده می باشد و باعث موفقیت در کسب و کارتان(Your Business) می شود. فروش رابطه ای به فهم متحرک هائی(dynamics) که در فرایند فروش توسط مشتری شما تجربه می شود نیاز دارد.

پیشنهاد یک ازدواج کاری
برای مشتری شما ، یک تصمیم خرید معمولاً به معنای ورود به یک ارتباط طولانی مدت با شما و شرکت شما می باشد. این بسیار شبیه به یک "ازدواج کاری" می باشد. قبل از اینکه مشتری تصمیم به خرید بگیرد ، می تواند شما را ترک کند یا اینکه با شما بماند. او به شما و یا شرکت شما نیاز ندارد. او انتخاب ها و اختیارات مختلفی دارد که تماماً به روی او باز هستند و خرید نکردن هم یکی از این انتخاب هاست. اما هنگامی که مشتری شما تصمیم می گیرد از شما خرید کند و به شما پولی را برای محصول یا خدمتی که می فروشید پرداخت کند به شما وابسته می شود. و از زمانی که او تجربه خرید بدی را از گذشته داشته باشد در مورد این رابطۀ وابستگی بسیار ناآرام و نامطمئن خواهد بود.

به قول های خود عمل کنید
اگر مشتری خود را مأیوس کنید چه پیش می آید؟ اگر محصولتان آنطور که قول داده اید برای او کار نکند چه پیش می آید؟ اگر به او خدمت رسانی نکنید و او را آنطور که قول داده اید حمایت نکنید چه اتفاقی رخ می دهد؟ اگر محصول ایراد داشته باشد و نتواند آن را تعویض کند چه پیش می آید؟ اگر محصول برای نیازهای او نامناسب باشد چه می شود؟ اینها آن دسته از بلاتکلیفی هائی هستند که در ذهن هر مشتری ای در زمان تصمیم گیری برای خرید بوجود می آید.
اینها برای تمامی شما زمانی که قصد خرید محصولی را از شرکت های فروش مستقیم داشته اید پیش آمده . بسیاری از شما هم هنگام عضویت در این شرکت ها برای فروش محصولات آنها قانون شکنی ها و عمل نکردن بالاگروهی تان نسبت به قول هایشان را تجربه کرده اید و این تجربه می تواند حالا به شما کمک زیادی کند و حالا می دانید یک ارتباط دوستانۀ طولانی مدت با همکارانتان چه نتایج شیرین و جالبی را به وجود می آورد و عمل نکردن به قول هایتان چه نتایج وخیمی را به بار می آورد.

تمرکز روی ارتباط
امروزه به دلیل پیچیدگی بیشتر محصولات و خدمات مخصوصاً محصولاتی با تکنولوژی بالا ، واقعاً ارتباط مهم تر از محصول می باشد. مشتری از ترکیبات محصول شما یا چگونگی عملکرد کمپانی تان اطلاعی ندارد ، اما می تواند یک ارزیابی و قضاوتی را در مورد شما و رابطه ای که بین شما و او در خلال فرایند فروش بوجود آمده را داشته باشد. پس در حقیقت ، تصمیم مشتری بر پایۀ واقعیتی است که باعث شده به شما اعتماد کند و چیزی که شما می گوئید را باور کند.

یک رابطۀ معتمدانۀ محکم ایجاد کنید
در بسیاری از موارد ، کیفیت رابطۀ شما با مشتری یک مزیت رقابتی است که شما را قادر می سازد تا از دیگر افرادی که محصولات یا خدمات مشابهی دارند پیشی بگیرید. کیفیت رابطۀ معتمدانه ای که بین شما و مشتری هایتان برقرار است می تواند به قدری محکم باشد که رقبای دیگر نتوانند در آن وارد شوند.

مشتریان خود را برای زندگی حفظ کنید
بزرگترین تک اشتباهی که باعث می شود فروشندگان مشتری ها را از دست دهند به این خاطر است که آن مشتری ها را از افرادی بدیهی و مسلم فرض می کنند. این یک شکلی از "آنتورپی مشتری" است.این زمانی اتفاق می افتد که فروشنده از فعالیت هایش کم می کند و شروع به تکذیب مشتری می نماید. تقریباً هفتاد درصد مشتری هائی که از حامیان و فروشندگان فعلی خود گریزان می شوند بعدها اینگونه پاسخ داده اند که اساساً به دلیل عدم توجه از کمپانی تغییراتی ایجاد کرده اند و کمپانی خود را برای خرید عوض نمودند.

به محض اینکه شما زمانی را صرف نمودید و فعالیت هائی ضروری را برای ایجاد یک ارتباطی بر پایۀ اعتماد با مشتری خود انجام داید ، بایستی آن رابطه را برای زندگی کاری خود حفظ کنید و هرگز نباید این ارتباط را یک امری مسلم برای همیشه فرض کنید. این ارتباط ممکن است با کوتاهی شما سریعاً به اتمام برسد.

تمرین های عملی
ابتدا، بر ایجاد یک ارتباط با کیفتی بالا با هر یک از مشتریان از طریق یک رفتار مناسب تمرکز کنید تا او دوباره بازگردد ، دوباره خرید کند و شما را به دوستانش معرفی کند.

در مرحلۀ دوم، به مشتریان فعلی خود توجه کنید. به آنها بگوئید که احترام برایشان قائلید. راه هائی را برای تشکر از آنها و تشویق آنها در جهت بازگشت دوبارۀ آنها و انجام همکاری با شما پیدا کنید.

برایان تریسی نویسندۀ کتاب "روانشناسی فروش" بیش از سیصد برنامۀ آموزشی مختلف را در مورد کارهای گروهی و موفقیت افراد تا کنون تولید نموده و این برنامه ها حاصل 25 سال تحقیق و بررسی ایجاد گشته که بیشتر آنها از مؤثرترین ابزار آموزشی در جهان می باشند. برایان در حال حاضر در سان دیگو به همراه همسرش باربارا و چهار فرزندش زندگی می کند.

ترجمه از: امیر آزادی
وب سایت : www.mlminiran.bravehost.com
وبلاگ : http://lightfuture.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 17:8  توسط +VisioN  | 

شخصي به نام پل یك دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت كرده بود. شب عید هنگامی كه پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد كه دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می كرد. پل نزدیك ماشین كه رسید پسر پرسید: " این ماشین مال شماست ، آقا؟"
پل سرش را به علامت تائید تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان این است كه برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این كه دیناری بابت آن پرداخت كنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای كاش..."
البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزویی می خواهد بكند. او می خواست آرزو كند. كه ای كاش او هم یك همچو برادری داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد:
" ای كاش من هم یك همچو برادری بودم."
پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با یك انگیزه آنی گفت: "دوست داری با هم تو ماشین یه گشتی بزنیم؟"
"اوه بله، دوست دارم."
تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی كه از خوشحالی برق می زد، گفت: "آقا، می شه خواهش كنم كه بری به طرف خونه ما؟"
پل لبخند زد. او خوب فهمید كه پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد كه توی چه ماشین بزرگ و شیكی به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بی زحمت اونجایی كه دو تا پله داره، نگهدارید."
پسر از پله ها بالا دوید. چیزی نگذشت كه پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت. او برادر كوچك فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف ماشین اشاره كرد :
" اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه كه طبقه بالا برات تعریف كردم. برادرش عیدی بهش داده و او دیناری بابت آن پرداخت نكرده. یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد ... اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری كه همیشه برات شرح می دم، ببینی."
پل در حالی كه اشكهای گوشه چشمش را پاك می كرد از ماشین پیاده شد و پسربچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند. برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند

http://rrp.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 23:12  توسط +VisioN  | 

در فرهنگ غنی ایرانی ازدواج و پیوند زناشویی پایه و اساس یك خانواده و در نتیجه یك جامعه موفق و اخلاقی است. بزرگان این سرزمین به موجب جلوگیری از سست شدن اخلاقیات در جامعه و كنترل انحطاط و فحشا و همچنین استواری تفکر و اندیشه زنان و مردان ایرانی، ازدواج را یکی از مهم ترین ارکان جامعه بر شمرده اند. از دیدگاه اجتماعی چه در حیات اقتصادی، چه مادی، چه معنوی و روحانی این سنت نتایج پر ثمری دارد كه مهم ترین آن قوام خانواده ها و در نتیجه یک اجتماع است. هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست و پیوسته در جهت جبران کمبود خویش تلاش می‌کند. به طور کلی میتوان گفت که انسانی موفق و پویا است که هر روز زندگی اش از روز گذشته اش کاملتر باشد. سیر طبیعی گیتی چنین است كه دختران و پسران خردمند در پی رسیدن به استقلال فکری هستند و در نتیجه برای جبران نواقص و تأمین نیازهای بی شمار خود به سوی تکامل و دانش و راهکارهای رسیدن به کمال هستند. ازدواج و  گزینش همسر مناسب و شایسته موجبات رشد و تکامل زنان و مردان را فراهم میکند. متاسفانه در این میان نیز دختران و پسرانی هستند که مستثنی می‌باشند، زیرا با عدم درک درست و منطقی از فلسفه ازدواج نه تنها به تفکر، اندیشه و روان خود ضرر می‌رسانند بلکه در دراز مدت به سهم خود بروی یک جامعه نیز تاثیر منفی میگذارند. گاتها چنین پند می‌دهد:
خواسته شما از خداوند، خانواده ای خوب با راستی و پارسایی در کشوری آباد است.
(1) از این روی در تمدن کهن ایرانی که یکی از پایه های تمدن بشری محسوب می‌شود بر این سنت نیک و اهورایی پافشاری شده است. در گاتها و متون پهلوی ایرانیان باستان در این مورد سخنها و پندهای بسیاری بیان شده است که ما باید برای بازگشت به آن شکوه و جامعه اخلاقی گذشته خود کوشش بسیار کنیم. بر طبق باور ایرانیان کهن نخستین انتظار پسران ایرانی برای ازدواج با دختران نجابت و پاکدامنی زن بوده است:
عفت و نیك نامی‌و دوشیزگی پیش از ازدواج برای زنان ضرورت داشته است خانمان سعادمتند اجر شوهر نیك و زن نیكو است و جایگاه اهورامزدا و امشاسپندان
(2) و یا این سخن نیک از گاتها که مهم ترین سند ارزشمند اخلاقی و دینی ایرانیان باستان و جامعه کنونی ایرانیان راستین محسوب می‌شود:
پاکدامنی و پارسایی از ارزش های ویژه زنان است.
(3) شخصیت زن یا مرد پس از ازدواج به یک شخصیت اجتماعی تبدیل می‌شود؛ زیرا در پرتو ازدواج و زندگی مشترک خود را مسؤول حفظ همسر و تأمین وسائل زندگی و تربیت و آینده فرزندان تلقی می‌کند و تمام هوش، ابتکار و استعدادهای خود را به کار میگیرد و خود را مسئول آینده وی می‌داند؛ به عبارت دیگر، مهم ترین احساس مسؤولیت اجتماعی در او برای نخستین بار شکل می‌گیرد و بسیاری از شایستگیها و توانمندیهای نهفته در درونش را شکوفا میسازد. تا بتواند مسئولیتهای سنگین تری را نیز در جامعه بر عهده بگیرد. همچنین زنان و مردان می‌توانند در کنار یک همسر خردمند و مهرورز می‌توانند در راه درست و منش نیک ایرانی گام برداند و نواقص یکدیگر را برطرف سازند و در نتیجه جامعه ای اخلاق گرا، دانش پژوه و متمدن را نیز بنا سازند. به درستی که زرتشت فرمود:
زن و شوهر باید کوشش کنند تا در راه راستی و پاکی از یکدیگر پیشی جویند. مسابقه زندگی در پیمودن راه راستی است.
(4) بنابراین، می‌توان ازدواج را مایه رشد و کمال یافتن انسان دانست. در واقع خداوند انسان را به گونه ‏ای آفریده که بدون جنس مخالف ناقص است. یعنی در کنار جنس مخالفش کامل می‌شود. مرد به زن نیازمند است و زن به مرد. هر کدام از دو جنس از نظر روحی، جسمی‌، جنسی و معنوی به هم وابسته‏ اند و با قرار گرفتن در کنار هم یکدیگر را تکمیل می‌کنند.
با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین      با هر که نیست عاشق کم گوی و کم نشین
( ابوسعید ابوالخیر )
گزینش همسر در فرهنگ ایرانی موجب آرامش و امنیت خاطر می‌گردد و محیط خانه وسیله آرامش روحی زن و مرد قرار داده شده است. از سوی دیگر عشق و مهر آریایی ایرانیان که شهره خواص و عام در جهان است می‌تواند در پرتو پیوندهای درست و خردمندانه تبلور یابد و به اوج کمالات برسد و الگویی برای نسلهای بعد نیز گردد. چنانکه زرشت بزرگوار فرموده است:
عشق و وفاداری ریشه دار، در هر زندگی زناشویی نیاز است.
(5) عشق و دلدادگی که جلوه ای از هنجار راستی است، بر شما نیایش کنندگان فزون باد. جلوه با ارزش اشا عشق و دلدادگی است.
(6) روانشناسان در بسیاری از موارد به این نتیجه رسیده اند که پس از دوره جوانی، آن هنگامی‌که زندگی تنهایی را برای خود برگزیده اند سایه تنهایی، بیهودگی و نداشتن پناه گاهی مستقل و همیشگی را بر زندگی خود احساس میکنند. ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسری شایسته، دلسوز و هم اندیش این احساس را از بین می‌برد و او را به آرامش روحی می‌رساند. این احساس آرامش به ثبات فکری و روحی، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت می‌انجامد. در واقع دست آفرینش نوعی کشش درونی میان زن و مرد به ودیعت نهاده تا هر کدام در سنین خاص خواهان یکدیگر شوند و اضطراب وپریشانیشان از طریق ازدواج به سکونت و آرامش تبدیل گردد. در نسكهای ایران زمین، از چهار هزار سال پیش تاكنون به این امر سفارش بسیار شده است: 
در زن گرفتن و پیوند گیتی را برقرار كردن كوشا باشید و از آن دوری نگیرید.
در زن خواستن و فرزند داشتن و دیگر خویشكاری كوشا باشید.
در همین راستا گزینش همسر ایده آل باید در سن مطلوب ازدواج مطرح و عملی شود، زیرا پیش از سن مذکور و یا پس از آن انتخاب ها در بیشتر موارد اشتباه، ناخواسته و یا دلخواه کامل یا نسبی نخواهد بود. این سن که به زمان مطلوب ازدواج شهرت دارد، برای پسران در زندگی امروزی بین 24 تا نهایت 30 سال دیده شده است و برای دختران 20 تا 26 سال. در کمتر از آن پختگی لازم و انتخاب درست کمتر دیده می‌شود و در بیشتر از این سن نیز انتخاب ها دشوارتر و توقع ها بالاتر می‌شود که بطوریکه در بسیاری موارد به عدم انتخاب منطقی و درست می‌انجامد. از این روی بایستی ازدواج در سنین مطلوب آن صورت گیرد حتی اگر زوجهای ایرانی سالهای نخست زندگی را با مشکلات مادی زیادی مواجه باشند. همدلی در فرهنگ ایرانی یکی از ارکان اساسی به شمار می‌آید. در سایه همدلی برای زنان و مردان ایرانی هر غیر ممکنی، ممکن خواهد شد و مشکلات یکی پس از دیگری برطرف می‌گردد. مولانا عارف بزرگ ایران زمین:
پس زبان خود محرمی‌دیگر است                                   همدلی از هم زبانی بهتر است
ایرانیان کهن پیوند دختران و پسران را فرخنده و پراهمیت می‌شماردند. به صورتیکه از عدد مقدس هفت برای شادمانی در جشنهای آنان بهره می‌بردند. (هفت شبانه روز جشن و شادمانی و پایکوبی ازدواج) عدد هفت یکی از اعداد آسمانی در نزد ایرانیان است که تا همین چند دهه پیش نیز اجرا می‌شده است و متاسفانه با گسترش شهره نشینی و گرفتاریهای زندگی مدرن کم کم به فراموشی سپرده شد. بیشتر از سوی دیگر ایرانیان مفتخر هستند که نامش به عنوان نخستین پایه گذاران عهد، پیمان و اخلاقیات جهان مطرح است. در سنگ نگاره های فره وشی یا فروهر که قدمتی بیش از چهار هزار سال دارد حلقه یا چمبره ای در دست انسان بالدار قرار دارد که از دیرباز تا کنون به حلقه پیمان زناشویی در نزد ایرانیان شناخته می‌شود  و این مایه مباهات ملت کهن ایران زمین است. نمایی از فروهر باستانی موبدان زرتشتی پس از پشت سر گذاشتن هزاران سال فراز و نشیب در فرهنگ ایرانی همچنان به باورهای نیک نیاکانشان پایبند هستند و دختران و پسرانی را که می‌خواهند با یکدیگر پیوند زناشویی برقرار سازند، با توجه به آنچه که اشو زرتشت برای ما به یادگار گذاشته است، چنین پند می‌دهند:
"پند و اندرز می‌دهم شما را ای دوشیزگانی كه در آستانه زناشویی هستید و هم شما ای نوجوانان، زیرا كه نیك میدانم، به گوش هوش بشنوید، زندگی آسوده و اندیشه آسوده را در سایه دین و احترام و فرامانبرداری از پدران و مادران بجویید. چون در سایه پرهیزكاری است كه عشق و مهر و محبت شما هر روز عمیق تر و نیرومند تر خواهد شد و تنها در این صورت است كه به لذت و خوشی سالم دست خواهید یافت."
همچنین ازدواج در یكی از كهن ترین سندهای تاریخی ایران و جهان كه به اوستا مشهور است اشاره شده است. در یشتهای اوستا، ارت ایزد خانواده خوب و نماد شوكت و جلال است. ایزد ارت سفارش به پیوند میان دختران و پسران می‌كند و از زنانی كه فرزند بدنیا نمی‌آورند و یا سقط جنین می‌كنند شكایت می‌كند. اشاره شده است كه فروغ اهورایی به چنین افرادی نمی‌تابد. ارت یشت از خانواده‌هایی كه مانع از ازدواج دختران و پسران می‌شود شكایت میكند و چنین می‌گوید:
این زشت ترین كاری است كه دشمنان آیین اهورایی انجام میدهند و دوشیزگان را از زناشویی و ازدواج باز می‌دارند و در خانه ها نگاه می‌دارند. این امر در مهر یشت، آبان یشت، رام یشت، فروردین یشت وهوم بیان شده است:
چون دوشیزگان به سن ازدواج رسند برای به دست آوردن همسران نیرومند و شوهران دلیر به سوی تو روی آورند. اردویسور اناهیتا پشتیبان و یاور دختران ایرانی است كه در سن ازدواج قرار دارند.
(8) با پای گذاشتن به عرصه زندگی مدرن در چند سال اخیر و در نتیجه گسترش تمدن غربی در جامعه ایرانی این سنت نیك كم رنگتر شده است و در نتیجه شوربختانه پایه های اخلاقی جامعه ایرانی نیز متزلزل شده است. از عواملی كه موجب شده است ازدواج در ایران طی این چند سال اخیر سیر نزولی داشته باشد می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:
1 ) عدم مسئولیت پذیری در میان دختران و پسران و تربیت غلط در خانواده های ایرانی
2 ) عدم اعتماد به نفس نزد دختران و پسران جهت آغاز یك زندگی مشترك
3 ) افزایش تحصیلات اجتماعی و رشد توقعات كاذب و غیر منطقی در میان برخی دختران و پسران
4 ) تفریحات آزادانه دختران و پسران و تلقین به این امر كه نیازی به زندگی مشترك نمی‌باشد
5 ) اعتقاد بر این امر كه پس از ازدواج آزادیهای زودگذر اجتماعی از آنان سلب می‌شود
6 ) تجملگرایی میان خانواده های ایرانی و چشم و هم چشمی‌میان بستگان
7 ) دوری گزیدن از زندگیهای معنوی و روی آوردن به زندگی های تک بعدی ماشینی
8 ) اعتقاد بر این امر كه از دید دانش و تفكر، توانایی لازم جهت تربیت فرزندشان را ندارند
9 ) اعتقاد بر اینكه توانایی برطرف کردن نیازهای همسرشان را ندارند
10 ) تفکر شبه روشنفکری در میان جوانان بی هویت و عمدتا سطی نگر، در نتیجه باور به زندگی و دوستی های موقت غربی
 
هنگامی‌كه دختران و پسران با ناهنجاری ها اجتماعی مرزهای اخلاقی زندگی معنوی را بشكنند و آنرا به صورت یك عادت روزانه برای خود تلقی كنند، هرگز نمیتوانند نقش یك مادر و یا یك پدر موفق را در زندگی اجتماعی پسین خود ایفا كنند. چنین افرادی چه زن و چه مرد هرگز در تربیت فرزندان خود موفق نخواهند بود. زیرا آنها به اصول انسانی و اخلاقی پایبند نبوده اند و نا خواسته فرزندانی که در آینده از آنان بوجود می‌آید نیز مانند خودشان با پایه های سست اخلاقی و اجتماعی تربیت می‌شوند و این امر در نسلهای بعد نیز گسترش می‌یابد و به سادگی میتواند موجب ویرانی یك جامعه كهن و اخلاقی همچون ایران شود. در ایران زمان هخامنشیان كه کشورمان اوج شكوه و عظمت خویش را یافته بود و نخستین امپراتوری احترام به ادیان و ملتها در جهان پایه گذاری شد، ازدواج و بدنیا آوردن فرزند از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. به طوریكه داریوش بزرگ هخامنشی در كتیبه جهانی بیستون كرمانشاه برای آنكه شرح خدمات حکومتش به ایران از گزند حوادث محفوظ بماند از اهورامزدا بركت فرزندان بسیار طلب میكند تا به درستی به نسلهای بعد برسد.
 (9) تا جاییكه شاهنشاهان هخامنشی به خانواده هایی كه فرزند بیشتری و یا پسر بیشتری داشته باشند هدایا ارزانی می‌كردند.
(10) مادران ایرانی در دوره هخامنشیان به دلیل آنكه فرزندان را تا سن پنج سالگی به طور كامل جهت تربیت درست برای شركت در آموزشگاه های رسمی‌در اختیار داشتند نقش بسیار مهم تربیتی را ایفا می‌نمودند.
(11) از سوی دیگر گزینش همسر نباید به صورت بسته و ناشناخته صورت بگیرد. زیرا ازدواجهای ناخواسته و بی منطق که بر پایه احساسات زودگذر پایه گذاری می‌شود نه تنها میتواند موفق نباشد بلكه نقش ویرانگری نیز در جامعه ایفا میکند و زن و مرد نیز شکست بزرگی را در زندگی تجربه می‌کنند که ممکن است به تباهی زندگی شان بیانجامد. گزینش همسر با اتکا بر خرد، منطق، تکیه بر فرهنگ ها و باورهای طرفین و بینش صحیح موفق و سازنده و آموزنده خواهد بود. همانطور که زرتشت بزرگوار فرمود:
همسر خویش را با خردمندی برگزینید.
گزینش همسر معیارهای فراوانی دارد. كه بایستی به آن دقت بسیار كرد. مهم ترین آن را می‌توان چنین دانست:
1 ) هم فكری، تفاهم و سلیقه های نسبتا نزدیك به هم در اساس پایه های زندگی مشترك
2 ) نزدیكی سطح اجتماعی و تربیت دختر و پسر
3 ) نزدیكی سطح خانواده های طرفین
4 ) نزدیكی سطح تحصیلات، فرهنگ و شعور اجتماعی
5 ) نزدیكی مسائل اعتقادی و باورهای دینی دختر و پسر
6 ) نزدیكی سنی و یا پایین تر بودن سن دختر از پسر
 
در اندرز انوشه روان آذرباد مارسپندان خطاب به مردان آمده است كه:‌
50 - زن شرمگین را دوست باش و او را به زنی به مرد زیرك و دانا ده. چه ( چراكه ) مرد زیرك و دانا همچون زمینی نیك است كه وقتی تخم نیك در آن افگنده ( كاشته ) شد حاصل نیك به دست آورد.
همچنین خطاب به زنان ایرانی اشاره شده است كه:
ببخشای بر ما این نیكی را تا همسری به دست آوریم، همسری جوان و نام آور، از زیباترین آنها تا ما را در پناه خود گیرند و بتوانیم خانواده ای تشكیل دهیم، تا به ما فرزندانی زیبا و دلبر و زبان آور بخشایند، شوهرانی كه از همه خوش بیان تر باشند.
آداب و رسوم ازدواج ایرانی نیز بر پایه مهر و همبستگی خانواده ها بنا نهاده شده است. رسم ایرانیان بر این است كه پیش از ازدواج مراسم خواستگاری انجام دهند و اگر دختر و خانواده وی پذیرفتن مراسم ازدواج اجرا می‌شود. خواستگاری و دیگر مراسم های كهن ما نیز قدمتی بیش از دو هزار سال دارد. چنانچه كه كیكاووس فرستاده ای نزد شاه هاماوران فرستاد و دخترش را برای همسری خواستار شد. در صورتیکه می‌توانست از قدرت و نفوذش برای گرفتن دختر هاماوران استفاده کند:
بجنید كاووس را دل ز جای                  چنین داد پاسخ كه ای نیك رای
من او را از پدر خواستار                      كه زیبنده به مشكوی ما آن نگار
 
خسرو پرویز نیز هنگام ازدواج با شیرین معشوقه خود بر این رسم تاكید نموده است:
به موبد چنین گفت شاه زمان                               كه بر ما مبر جز به نیكی گمان
مر این خوب رخ را به خسرو دهید                         جهان را بدین مژده نو دهید
مر او را به آیین پیشین بخواست                           كه این رسم و آیین بود آنگاه راست
 
از مهم ترین پیامدهای مخرب دوری گزیدن از این سنت كهن که هرکدام می‌تواند به نوبه خود موجب زیانهای جبران ناپذیر اجتماعی گردد میتوان به این موارد اشاره نمود:
1 ) توقف یا کاهش چشم گیر رشد جمعیت کشور و در نتیجه افزایش سن جامعه
2 ) افزایش زندگی های موقت، مشترك یا زندگی های دوستی در پیش از ازدواج
3 ) پیدایش فرزندان ناخواسته در جامعه و سرنوشت نامشخص آنان در آینده
4 ) گسترش روابط بیش از حد و غیر اصولی با جنس مخالف كه تنها برای ارضای نیازهای جنسی، اجتماعی و تفریحی طرفین صورت میگرد
5 ) احساس پوچی و بی انگیزگی و روان پریشانی پس گذشتن از سن جوانی
6 ) بی اعتنایی به پایه های اخلاقی و معنوی زندگی انسانی
7 ) افسردگی و احساس تنهایی دردوره پس از جوانی
8 ) گسترش فساد اخلاقی و جنسی در جامعه و رشد بیماریهای مربوطه
9 ) نبود پشتوانه معنوی در سنین بالاتر
 
فرجام سخن:
امید است فرزندان این سرزمین که نیاکانشان از پایه گذاران دانش و فرهنگ و تمدن جهان بشمار می‌روند، امروز نیز آنان چنین باشند و با استحکام باورهای اجتماعی، دینی و ملی باردیگر نام بزرگ ایران زمین را در جهان پرآوازه و جاوید نمایند. همچنین به سنت نیک ازدواج که بخش لاینفک فرهنگ غنی ایرانی است پایبند باشند. تا اخلاقیات ایرانی بیش از پیش زنده و پابرجا بماند و جامعه و فرهنگ جهانی ایران از این هجمه ضد اخلاقی غربی که بر اساس سیاست های اسعتماری، سایه به روی این سرزمین افکنده است مصون بماند و دانش و پیشرفت و فرهنگ ایرانی را بیش از پیش گسترش دهند. به امید پیوندهای نیک برای دختران و پسران ایران زمین که همسرانشان دوست و عاشق آنان خواهند بود. ایدون باد...


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 22:16  توسط +VisioN  | 

سه دوست با کیفیت های حسی متفاوت با هم به باغی می روند و هنگامی که برگشتند کافی است که از هر یک از آنها بپرسیم که گردش چطور بود؟ نفر اول می گوید؛ آنقدر زیبا بود که حد نداشت . آسمان آبی و درختها سرسبز، آب آنقدر زلال بود که کنار رودخانه معلوم بود. کاش با خودمان دوربین برده بودیم ... او یک فرد بصری است . نفر دوم اینگونه تعریف می کند؛ آدم واقعاً نیاز دارد گاهی از سر و صدای شهر دور باشد و به صدای طبیعت گوش دهد. صدای رودخانه آنقدر لذت بخش بود.
باور کن پرنده ها قشنگ تر می خواندند... درست حدس زدید، او یک فرد سمعی است . نفر سوم می گوید؛ در آن سایه خنک که روی پوستمان وزش نسیم را کاملاً حس می کردیم و از همه بهتر وقتی بود که پاهایمان را در آب خنک فرو می بردیم ... تشخیص اینکه دیگر از همه راحت تر بود. او یک فرد لمسی است . به راحتی می توان این حالت ها را در افراد مختلف تشخیص داد. دانستن این موضوع شما را در ارتباط قوی تر و صمیمیت و تاثیر گذاری بیشتر کمک می کند. با هر تیپی از افراد باید مثل خودش و براساس کیفیت حسی خودش رفتار کرد. این به معنای خلاف میل خود عمل کردن نیست ، بلکه برای تاثیرگذاری بیشتر است . اگر لازم است از رئیس خود چیزی بخواهید، فرزندتان را در مورد موضوعی نصیحت کنید و یا همسر خود را راهنمایی کنید با دانستن اینکه با هر کسی با کیفیت حسی متفاوت چگونه رفتار کنید، بهتر می توانید ارتباط برقرار کنید و اطلاعات لازم را انتقال دهید.
با بصری ها چگونه رفتار کنیم ؟ افراد بصری به هر آنچه به چشم آید بیشتر توجه می کنند. بصری ها عاشق گل اند. دوستدار هدیه دادن و هدیه گرفتن هستند. به کاغذ کادو و هدیه علاقه مندند. به اینکه از دید دیگران چگونه اند، خیلی اهمیت می دهند. با بصری ها باید پرشورتر و پرهیجان تر بود. باید خلاصه صحبت کرد. توضیح و تفسیر زیاد حوصلهٔ آنها را سر می برد. از حرکات دست و چهره در هنگام صحبت بهره ببرید. برای بصری ها کادو ببرید. رفتاری مودبانه و محترمانه داشته باشید به احترام آنها بلند شوید، آنها از آدم های شل و ول متنفرند و عاشق هیجان اند.
با سمعی ها چگونه رفتار کنیم ؟ سمعی ها به شنیده ها توجه دارند. به گفتار مودبانه و محترمانه . به اظهار علاقه گفتاری «به دوستت دارم ». به موسیقی و صدای خوش توجه نشان می دهند. با سمعی ها کمی آرام تر از بصری ها صحبت کنید. شمرده و متین باشید. تشویق تان بیشتر کلامی باشد. یک «آفرین » و «دوستت دارم » برای یک سمعی هزار مرتبه بیشتر از «یک هدیه » می ارزد. تند صحبت کردن با آنها بی ادبی تلقی می شود. با لمسی ها چگونه رفتار کنیم ؟ لمسی ها بسیار ملایم اند. آنقدر که به نظر بعضی ها شل و ولند. اما در ملایمت آنها متانت است . لمسی ها به آنچه با دست حس می کنند راحت تر ارتباط برقرار می کنند. لمسی ها را باید در آغوش کشید. دستانشان را به گرمی فشرد.
آنقدر که با نوازش و در آغوش کشیدن و بوسیدن می توان محبت را به لمسی ها ابراز کرد با «دوستت دارم » و «هدیه » این کار میسر نیست . با لمسی ها ملایم صحبت کنید. بچه ها بیشتر از هر گروه دیگری در این دسته بندی جای می گیرند و معمولا با نوازش و بغل کردن آنها می توان سریع تر به اعماق قلبشان راه یافت. دیگر بهتر و راحت تر از این نمیشود رگ خواب عزیزان را به دست آورد. اما مواظب باشید درست تشخیص دهید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 16:22  توسط +VisioN  | 

آیا تا به حال به این نکته توجه داشته اید که چه عبارت ها و کلماتی را در گوگل جستجو می کنید؟ آیا می دانید چه عبارت ها و کلماتی بیشتر در موتورهای جستجوگر تایپ می شوند؟ دانستن این موضوع که مردم به چه موضوعاتی بیشتر علاقه دارند می تواند به شما کمک بسزائی در تهیۀ وب سایت و یا وبلاگتان در راستای کسب درآمد روی اینترنت کند. برای مثال در صورتی که موضوع مطالب وبلاگ یا وب سایت شما در مورد سینما است بسیار اهمیت دارد که بدانید افراد علاقه مند از چه کلماتی برای رسیدن به اطلاعات مورد نظرشان استفاده می کنند ، آیا کلمۀ "سینما" را بیشتر مورد استفاده قرار می دهند یا کلمۀ "فیلم" را و یا شاید هر دوی آنها یک جا؟ آن دسته از صفحاتی بیشتر مورد بازدید قرار می گیرند که کلمات کلیدی مناسبی را انتخاب کرده باشند.

نکتۀ با اهمیت در اینجا است که همواره بایستی کلماتی را مورد استفاده قرار دهید که بیشتر جستجو می شوند چرا که اگر چه رقابت در استفاده از این کلمات به مراتب بین سایت های رقیب بالا است اما اگر با عبارت های محبوب حتی در صفحات سوم یا چهارم قرار بگیرید بسیار بهتر است تا با دیگر عبارات در صفحۀ اول جستجو باشید.بهترین انتخاب در کلمات کلیدی استفاده از کلماتی است که محبوب تر از همه ، دارای میزان رقابت پائین تر و در ارتباط با مطالب سایت شما می باشد.

تقلب نکنید

اصلاً کار درستی نیست که از کلماتی استفاده کنید که به هیچ عنوان در ارتباط با مطالب سایت یا بلاگتان نباشد. چرا که حتی اگر بازدید کننده ای به خاطر آن کلمه وارد سایت یا بلاگتان شود اما اطلاعاتی که انتظار داشته را نیابد فوراً سایت را ترک می کند و یک بازدیدکننده کاذب لقب می گیرید. همچنین سعی نکنید که کلماتی را در گوشه و کنار سایتتان تایپ کنید و آن را همرنگ صفحۀ پس زمینه سایت کنید، این کار باعث می شود تا موتور جستجوگر رتبۀ سایت شما را پائین آورد. خلاصش اینکه صادقانه کار کنید.

اما گاهی تقلب آزاد است

این یک امر طبیعی است که جستجوگران در تایپ عبارات خود دچار خطا شودند و این موضوع بیشتر در مورد عبارات انگلیسی صادق است. برای مثال میزان جستجوی کلمۀ "googoosh" در جولای 2006 در سایت یاهو 6886 بار بوده و این در حالی است که کلمۀ "googosh" در یاهو 295 بار جستجو شده. اگر وب سایتی این کلمه را در مطالب خود به هر دو شکل تایپ کند علاوه بر اینکه قسمتی از بازدید کنندگانی که کلمۀ صحیح را تایپ کرده اند به خود جذب می کند امکان دارد تمامی 295 نفری را که این کلمه را اشتباه تایپ کرده اند را نیز به سمت سایت خود بکشاند. اما این تقلب به نفع خود بازدیدکننده است چرا که با وجود تایپ اشتباه خود به اطلاعات موردنظرش رسیده است و شما به او کمک کرده اید.

ابزاری مفید برای انتخاب کلمات کلیدی مناسب

گوگل و یاهو دو ابزار بسیار مفید را در اختیار کاربران خود قرار داده اند که به مدیران وب سایت ها و وبلاگ ها کمک می کنند تا در نوشتن مطالب خود از عبارات یا کلماتی استفاده کنند که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند. Overture Search Term Suggestion Tool   یکی از این ابزارهاست که توسط یاهو تهیه شده و شما می توانید کلمات کلیدی ای را که در هر ماه در این موتور جستجو گر ، جستجو شده را بیابید.

Google Adwords هم ابزاری است که گوگل در اختیار کاربرانش قرار داده . کار با ابزار یاهو بسیار آسان تر و کاربردی تر است و من خودم بیشتر از آن استفاده می کنم.

نکات کلیدی در مورد کلمات کلیدی

·         بیشتر کاربران دیگر به جای جستجوی یک کلمه از جمله ها و عبارات دو یه سه کلمه ای استفاده می کنند لذا در انتخاب کلمات کلیدی خود این موضوع را مدنظر بگیرید.

·         همواره کلمات کلیدی خود را در بالاترین قسمت مطلب یا مقالۀ خود بنویسید.

·         کلمات کلیدی را در موضوع(title) هر صفحه از سایت خود جای دهید و بهتر است موضوع هر صفحه از سایت شما از چهار کلمه فراتر رود.

·         در صورتی که برای کلمات کلیدی مورد نظر خود متا تگ (metatag) ایجاد کرده اید لازم است در مورد هر کدام از کلمات کلیدی خود یک مقاله در سایت خود داشته باشید.

در انتخاب کلمات کلیدی خود از طریق ابزارهای گوگل یا یاهو مترادف های موضوعی خاص را جستجو کنید و از بین آنها محبوب ترین را انتخاب کنید

نوشتۀ : امیر آزادی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 16:20  توسط +VisioN  | 

روزی شیوانا در مدرسه درس اراده و نیت را می گفت. ناگهان یکی از شاگردان مدرسه که بسیار ذوق زده شده بود از جا برخاست و گفت: من می خواهم ده روز دیگر در کنار باغ مدرسه یک کلبه برای خودم بسازم. من تمام تلاش خودم را به خرج خواهم داد و اگر حرف شما درباره نیروی اراده درست باشد باید تا ده روز دیگر کلبه من آماده شود! ....

 همان شب شاگرد ذوق زده کارش را شروع کرد. با زحمت فراوان زمین را تمیز و صاف کرد و روز بعد به تنهایی شروع به کندن پایه های کلبه نمود. هیچ یک از شاگردان و اعضای مدرسه به او کمک نمی کردند و او مجبور بود به تنهایی کار کند. روزها سپری می شد و کار او به کندی پیش می رفت. روزهای اول چند نفر از شاگردان به تماشای او می نشستند. اما کم کم همه چیز به حال عادی بازگشت و تقریباً هر کس سر کار خود رفت و آن شاگرد مجبور شد به تنهایی همه کارها را انجام دهد.
یک هفته که گذشت از شدت خستگی مریض شد و به بستر افتاد و روز دهم وقتی در سر کلاس ظاهر شد با افسردگی خطاب به شیوانا گفت: نمی دانم چرا با وجودی که تمام عزمم را جزم کردم ولی جواب نگرفتم!! اشکال کارم کجا بود!؟
شیوانا تبسمی کرد و خطاب به پسر آشپز مدرسه کرد و گفت: تو آرزویی بکن!
پسر آشپز چشمانش را بست و گفت: اراده می کنم تا ده روز دیگر در گوشه باغ یک اتاق خلوت برای همه بسازم تا هر کس دلش گرفت و جای خلوت و امنی برای مراقبه و مطالعه نیاز داشت به آن جا برود! این اتاق می تواند برای مسافران و رهگذران آینده هم یک محل سکونت موقتی باشد!
همان روز پسر آشپز به سراغ کار نیمه تمام شاگرد قبلی رفت. اما این بار او تنها نبود و تمام اهالی مدرسه برای کمک به او بسیج شده بودند. حتی خود شیوانا هم به او کمک می کرد. کمتر از یک هفته بعد کلبه به زیباترین شکل خود آماده شد.
روز بعد شیوانا همه را دور خود جمع کرد و با اشاره به کلبه گفت: شاگرد اول موفق نشد خواسته اش را در زمان مقرر محقق سازد. چرا که نیت اولش ساختن کلبه ای برای خودش و به نفع خودش بود! اما نفر دوم به طور واضح و روشن اظهار داشت که این کلبه را به نفع بقیه می سازد و دیگران نیز از این کلبه نفع خواهند برد. هرگز فراموش نکنیم که در هنگام آرزو کردن سهم و منفعت دیگران را هم در نظر بگیریم. چون اگر دیگران نباشند خیلی از آرزوها جامه عمل نخواهد پوشید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 16:19  توسط +VisioN  | 

جان میلتون فاگ در کتاب "بزرگترین بازاریاب شبکه ای دنیا" می گوید: رهبری در نتورک مارکتینگ اطمینان از این است که تیم شما در حال لذت بردن است.

1. رویا پردازند

بزرگترین نتورکرها رویاپردازند !! آنها می دانند چه می خواهند و به خاطر همین ازاینکه رویاپرداز باشند نمی هراسند ....

آن چیزی که از زندگی می خواهید چیست؟ بسیاری از مردم می توانند آن چیزی که می خواهند باشند ......... مشکل اینجاست که بیشتر مردم نمی دانند چه می خواهند . زندگی ای که شما درآن روزگار می گذرانید با رویا شروع می شود .

پس با رویا خود را مشغول کنید .

افراد موفق کسانی هستند که با چشمانی باز رویا پردازی می کنند تا رویاهای خود را به واقعیت پیوند بزنند .

( نکته : رویاپردازی یک عامل بسیار قوی در MLM است که خیلی از افراد آن را دست کم می گیرند . این کار به آدم نیرو و انگیزۀ دو چندان می دهد . بسیاری از افراد وارد نتورک مارکتینگ میشند ولی نمی دانند در آن به دنبال چه چیزی هستند . هدف خودشون رو نمی دونن پس به اون چه که می خواهند نمی رسند . اما هرگز برای افرادی که قصد معرفی شبکه خود را دارید رویاپردازی نکنید )

2. نتورکرهای بزرگ امتحان نمی کنند بلکه انجام می دهند

افرادی در بازاریابی شبکه ای موفق می شوند که برای موفقیت تعهد می دهند . افرادی که تنها برای امتحان این بیزینس این کار را شروع می کنند ناموفقند . برترین نتورکرهای جهان می دانند که با امتحان کردن چیزی بدست نمی آورند ....... قدرت اصلی تصمیم گیری برای موفقیت است ........ . چیزی قدرتمند تر از فعال بودن در بازاریابی شبکه ای وجود ندارد . ..

بعد از اینکه اهداف خود را دسته بندی کردید ..... به دیوارهائی سنگی ضربه خواهید زد .... این یک اگر یا شاید نیست ، این نیروی مثبتی است که شما را وادار به شکستن دیوار خواهد کرد .

وقتی شما کار را انجام می دهید تنها امیدی که برای موفقیت خواهید داشت تعهد شما برای به سرانجام رساندن اهدافتان است ..... .

3. آنها تعلیم پذیر هستند

"معمای بازاریابی شبکه ای آموختن و انجام  یک پروسۀ کپی برداری ساده است "  ~Dan Hollings  

بازاریاب های شبکه ای بزرگ چرخ را دوباره اختراع نمی کنند ..... آنها به شرکت هائی که در حال حاضر سیستم های خود را با موفقیت توسعه داده اند می نگرند ... سپس آن سیستم ها را می آموزند و آنها را کپی می کنند . ....

این واقعاً به همین سادگی است ، باوجود این بسیاری از مردم سعی می کنند این امر را پیچیده کنند .

اگر شما دوست ندارید راهنمائی ها را دنبال کنید و با استفاده از سیستم های دیگران احساس راحتی نمی کنید..... بایستی قبل از پیوستن به یک شرکت بازاریابی شبکه ای دوباره فکر کنید ....

همچنین  اگر بخواهید دوباره چرخ را اختراع کنید احساس خستگی خواهید کرد ، یا اینکه از تلاش برای پیروی از یک سیستم احساس راحتی نخواهید داشت..... در اینصورت موفق نخواهید بود .

بازاریاب های شبکه ای برتر تعلیم پذیر هستند ، و تعلیم هم می دهند .

4. آنها دارای STEAM  هستند

STEAM  خلاصه ای از فرشندگانی (Salespeople) است که تعلیم دهنده/آموزگار (Teachers/Trainers) هستند.... آنها باحرارت (Enthusiastic) هستند.... آنها مثبت هستند و طرز فکر (Attitudes) مثبت را اشاعه می دهند .... آنها میل به یادگیری و کسب پول اضافی دارند .....

بسیاری از موفقیت های ما بوسیلۀ طرز تلقی ذهن ما کنترل می شود ... مردم با مثبت اندیشی به مشکلات و چالش های زندگی پاسخ می دهند ، در حالی که با منفی نگری و طرز فکر ضعیف واکنش نشان می دهند

بازایاب های شبکه ای برجسته به جای واکنش نشان دادن پاسخ می دهند!

5. آنها سازنده هستند

یک شبکۀ بازاریابی رضایتمند و سودده بایستی در یک زمان توسط یک شخصی در رأس گروه به وجود آمده باشد ....... بازاریاب های شبکه ای برجسته خودشون اهمیت خود سازی از لحاظ روانی ، عاطفی ، و فیزیکی را می دانند پس با سرمشق قرار دادن خودشان می توانند دیگران را برای موفقیت هدایت و رهبری کنند.....

چگونه می توانید خود را بسازید؟ بخونید ، به نوارها (مخصوصاً در اتوموبیل و وسائل نقلیه) گوش دهید ، نوارهای ویدئوئی را تماشا کنید ، و در سمینارها شرکت کنید....

من خودم در حال حاضر برای خوندن در مورد بازاریابی شبکه ای بسیار حریص و مشتاق هستم... و به افرادی که در این راه موفق بودند گوش فرا می دهم .... سعی می کنم در کنفرانس ها و جاهائی که موضوع بازاریابی شبکه ای مطرح است شرکت کنم تا روش و شیوۀ خود را انتخاب کنم ....... سپس می توانم یک تیم دوستانه را برای انجام بیزینس بسازم .

اگر می خواهید یک بازاریاب شبکه ای موفق شوید این مهمه که یک مددکار اجتماعی نباشید . من و شما نمی خواهیم پل ها را با مردم خراب کنیم ، ما نمی توانیم کمکی به کسی که به هیچ عنوان علاقه ای به فعالیت در این زمینه ندارد کنیم . ما نمی توانیم پشت سر هم آنها را نصیحت کنیم که این حرفه چه جذابیتهائی دارد و چگونه میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات اجتماعی و مالی او باشد .

اگر آنها از انجام کاری که به خاطر خودشان است سرباز می زنند ، امّا از من توقع کمک دارند ، فقط دارند از انرژی من سوء استفاده می کنند.... من نمی خواهم خود را بی جهت خسته کنم ... پس اگر شما می خواهید با من کار کنید...... بایستی یک آزمایشی را بگذرانید که من متوجه بشم شما به کارتان متعهد هستید....

من می خواهم شما در لیست ایمیل های من برای در اختیار گرفتن آموزش ها باشید ، آموزش ها را فرا گیرید و در کار خود جدی باشید..... اگر شما در کار خود جدی باشید ، من تمام وقت خود را به شما اختصاص می دهم و کمک می کنم تا به موفقیت های بیشتر برسید .... اما من یک مددکار اجتماعی نیستم .... شما هم همین پروسه را برای تیمتان تکرار خواهید کرد .

6. آنها یابندگان خوبی هستند

هیچ شرکت بازاریاب شبکه ای و هیچ بازاریاب شبکه ای ایده آلی وجود ندارد ....... بازاریاب های شبکه ای برجسته می دانند که ایده آلی در کسب و کار وجود ندارد .... آنها چیزهای خوب شرکت و همکاران خود را پیدا می کنند...

حتی شرکتی که تلاش می کند همه چیز را به درستی انجام دهد در نهایت برخی توقعات را نمی تواند برآورده کند....... خواه این می تواند طرح و پلن کمپانی باشد ، گسترش محصولات باشد ، برنامه های بازاریابی باشد و یا تکنولوژِی ای که استفاده می کند...... همواره همه چیز درست از آب در نمی آید ........ و مطابق برنامه ها نیست...

برخی اوقات بازاریاب های شبکه ای کم مطرح می شوند.... آنها تعهد می دهند و پیروی نمی کنند... برخی یاد می گیرند بهتر از دیگران فعالیت کنند..... برخی فروشندگان بهتری هستند یا بهتر رابطه بر قرار می کنند و یا تعلیم دهندگان خوبی هستند... در تمامی این موقعیت ها بازاریاب های شبکه ای برجسته می دانند که نشان دادن آن چیزی که اشتباه است لزوماً اوضاع را بهتر نمی کند....

7. آنها دارای انگیزه هستند

"بازاریابی شبکه ای بسیار هیجان انگیز و اغوا کننده است وارد آن نشوید" این جمله ای است که از افرادی که به تازگی وارد بازاریابی شبکه ای شده اند می شنوید..... مردم زیادی سالها در حالی که به صرف وقت و تلاش خود برای چیزهای دیگری هستند از پرداختن به بازاریابی شبکه ای برحذر بودند....... سپس متوجه شدند، این یک حرفۀ موفقی است .

آنها می گویند که موفقیت شما در بازاریابی شبکه ای بستگی به تعهد عاطفی شما به این حرفه دارد ...

8. آنها همواره حاضر هستند

بازاریاب های شبکه ای بزرگ همیشه حاضر و آماده هستند. آنها خوب به نظر می آیند. آنها خوب صحبت می کنند. آنها باحرارت و امیدوار به آینده هستند. حضور آنها همواره مورد تأکید است. آنها در مکالمات و کنفرانس ها هستند. بیشتر از هر چیزی ، آنها وقتی مورد نیاز هستند حاضر و آماده اند.

با حضورتان می توانید زندگی هزاران نفر از مردم را تغییر دهید....

9. آنها مصر و صبور هستند

رهبران در این حرفه می دانند که هر کسی برای بار اول یا حتی بار دهم پاسخ مثبت نمی دهد.... موفقیت برگرفته از صبر است... مردم همه جا می خواهند ثروتمند شوند .... آنها به دنبال یک راه آسان برای کسب درآمد هستند امّا به قدری در ثروتمند شدن مشتاق و عجول هستند که در یافتن اینکه چه کاری بایستی کنند تا ثروتمند شوند شکست می خورند ..... اگر آن راه را پیدا کنند .... خیلی دیر است....... هیچ راه سریعی برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای وجود ندارد .....

این یک فرصت برای به آسانی ثروتمند شدن است.. امّا اگر کار کنید و وقت برای آن بگذارید ، موفق خواهید شد....

10. آنها یک احساس قلبی دارند

رهبران قلبهایشان در این بیزینس است.. آنها کارشان را انجام می دهند و به گذشته نگاه نمی کنند. قلب های آنها برای زیرگروهی هایشان است و به موفقیت آنها بیشتر از خودشان توجه می کنند........ دل و روح آنها در بهترین علائقشان خلاصه می شود . قلب های آنها برای موفقیت در قبول آن ، خواستن موفقیت ، جذب آن و بدست آوردن آن است....

بدون حضور قلب شما در بازاریابی شبکه ای به هیچ جا نخواهید رسید . شما برای کمک به دیگران وارد بازاریابی شبکه ای خواهید شد . افراد در حین صحبت با شما پی به افکار و عقاید شما می برند اگر قصد شما کمک به آنها نباشد یعنی با موفقیت فاصله گرفته اید. افکار ، احساسات و کلمات بازاریاب های شبکه ای برتر نشان دهندۀ شخصیت آنها و هدف آنها در بازاریابی شبکه ای است.

 منبع : Biznasclub.com
  ترجمه از : امیر آزادی ، برای آشنائی بیشتر با امیر می توانید از سایت او به آدرس http://mlminiran.co.sr یا وبلاگ او به آدرس http://lightfuture.blogfa.com دیدن کنید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 16:16  توسط +VisioN  | 

همواره در خبرنامه ها و وبلاگ خود بر این نکات تأکید داشته ام که برقراری ارتباط بر مبنای یک قاعده و تکنیک خاصی نیست چرا که افراد با هم متفاوت هستند و تکنیک های فروش برای همه افراد کاربرد ندارد لذا بایستی متدهای برقراری ارتباط را روی مفاهیم و قواعد ارتباط  پایه گذاری کنیم . اگر مفاهیم و قواعد برقراری ارتباط را بدانیم در آن زمان برای تمامی افراد کاربرد دارد. اگر نگرش ما نسبت به افراد کمک کردن به آنها باشد اولین قدم در برقراری ارتباط را برداشته ایم.

به این سوال پاسخ دهید : هدف یک شغل یا بیزینس چیست..؟ هر شغلی که در جهان وجود دارد؟
شاید پاسخ شما چیزی مانند این باشد ، " کسب درآمد" یا " سودآوری" یا "پولسازی".

اگر پاسخ شما این می باشد بدین معنی است که شما فقط به خودتان فکر می کنید پس از مخاطبتان چه انتظاری دارید؟ به شما گوش کند و محصولاتتان را خرید کند یا در جلسۀ معارفۀ (presentation) شما شرکت کند؟ شما باید به آنها و مشکلاتشان اهمیت دهید. یعنی خوب گوش کنید و بعد از اینکه از گذشتۀ آنها و مشکلاتشان مطلع شدید در صدد رفع نیاز آنها یا مشکلاتشان باشید . با این نگرش حالا می توانم شش مرحله برقراری تماس با مشتری را به شرح زیر برایتان بیان کنم. اما باید بدانیم که بدون نگرش فوق انجام شش مرحله زیر کاری بیهوده است:

شش مرحله تماس با مشتریان بالقوه

1. ابتدا هدف خود را از برقراری تماس با مخاطب تعیین کنید: بدانید که به دنبال چه چیزی هستید؟ چه اطلاعاتی می خواهید؟ و چه اطلاعاتی باید بدهید؟ می توانید این اهداف را مدنظر داشته باشید: *آشنا شدن با مشتری - *شناسائی نیازهای مشتری و موقعیت او - *تشویق مشتری برای تشکیل جلسۀ مشترک - *فروش محصول و .......... .

2. بر ترس خود غلبه کنید: می دانید از چه می ترسید؟ از نه شنیدن . اما نه شنیدن امری عادی است که همواره در اولین تماس با مخاطبتان وجود دارد. مطمئن باشید که این نه شنیدن به معنای نخریدن محصولتان نیست. مردم کارها را برای دلایل خودشان انجام می دهند نه ما. آنها بوسیلۀ علاقۀ شخصی خودشان دارای انگیزه هستند. شاید این جمله را شنیده باشید که " چی به من می رسه؟" همچنین بسیاری از مردم از آنچه که به آنها گفته شود انجام دهند یا قانع برای انجام دادن شده باشند مقاومت می کنند ، اما آنها دوست دارند یاد بگیرند چگونه انجام دهند یا چه چیزی را انجام دهند. اگر به مردم بخندید آنها هم خنده به شما تحویل می دهند.

3. به صدا و نحوۀ صحبت کردن خودتان دقت کنید: از خصوصیات یک فروشندۀ موفق خودجوش بودن و سرزندگی است. هنگام صحبت کردن با محبت،گرم و شمرده صحبت کنید. صحبت کردن درست باعث می شود تا علاقه و اعتماد به نفس به شخص مخاطب منتقل شود و اعتماد او جلب شود.

4. ارتباط با مشتری را به صورت مداوم در برنامۀ کاری خود قرار دهید: برقراری تماس زمانی مؤثر است که به صورت مداوم انجام شود. در هر مقطع زمانی مشتریان بالقوه شما را فراموش می کنند چرا که مشغلۀ کاری این فرصت را به آنها نمی دهد که با شما تماس بگیرند. تماس مداوم با مشتری اصل مشتری مداری است و باعث می شود تا مشتری اطمینان پیدا کند که شما به او اهمیت می دهید البته این بدان معنی نیست که در او چنین تصوری را ایجاد کنید که به او محتاج هستید بلکه باعث ایجاد یک احترام دوسویه می شود. اگر توانسته اید با مشتری خود رابطۀ دوستی ایجاد کنید حتی یک احوال پرسی ساده هم بسیار مؤثر است و یا تشکر از او و یا ارسال کارت تبریک در ایام خاص.

5. در برقراری تماس سعی کنید وقت زیادی هدر نشود: سعی کنید بر زمان به صورت بهینه و مناسب کنترل داشته باشید تا بتوانید تعداد تماس های بیشتری در واحد زمان داشته باشید.

6. پیگیری را فراموش نکنید: با اولین تماس امکان اینکه به نتیجۀ دلخواه خود برسید تنها 44% خواهد بود. به طور کلی گفته می شود که فرآیند فروش به شش مرحله تقسیم می شود . همانطور که گفتم در مرحلۀ اول 44% امکان فروش وجود دارد. در مرحلۀ دوم این مقدار به 16% می رسد . مرحلۀ سوم 14% ، مرحلۀ چهارم 12% ، مرحلۀ پنجم 8% و در مرحلۀ ششم تنها احتمال 3% امکان فروش محصول مهیا می شود. برخی از افراد موضوع پیگیری در بازاریابی را یک عمل به دور از اخلاقیات تلقی می کنند و تصورشان بر این است که بازاریاب مشتری را تحت فشار می گذارد. اغلب آنها تا به حال نه فروشنده بودند نه مطلبی راجع به آن خوانده اند و این در حالی است که خودشان اجناسشان را طی همین پی گیری خرید می کنند و بدون اینکه متوجه باشند پروسۀ بازاریابی روی آنها انجام می شود و در نهایت نیازشان برطرف می شود و بازاریاب یکی دیگر از مشکلاتشان را طی همین پی گیری حل می کند.

امیدوارم این مطالب کمک بسزائی به شما برای پیشبرد کسب و کارتان کرده باشد. این مطلب را در سایت خود قرار دهید و ترافیک سایت خود را افزایش دهید.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 17:43  توسط +VisioN  | 

ارتباط موثر اجتماعي و موفقيت

امروزه ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه ناگزيرازارتباط وبرخورد با ديگران هستيم آنچه مسلم است كه هيچ كس قادر  نيست بدون كمك ومساعدت وارتباط با ديگران ، نيازهاي معمولي خود را برطرف سازد .حال سئوالي كه اينجا مطرح مي شود اين است كه چگونه بايد با ديگران ارتباط برقرار كنيم وجهت افزايش اين ارتباط چه كارهايي بايد انجام دهيم يا اينكه چه كارهايي نبايد انجام دهيم.

در معاشرت بايد با روي گشاده ونرمي ومهرباني با همه رفتار نمود وتند خويي با هركس كه باشد بد است .اگر خود را در سطح ديگران قرار دهيم واز زبان آنها براي انتقال نقطه نظرهاي خود استفاده كنيم ،اغلب به نتيجه دلخواه مي رسيم وبا ديگران در سطح خود آنها ظاهر شدن همان برقراري ارتباط موثرمي باشد .بعضي ها گمان مي كند كه ارتباط فقط شامل حرف زدن ،نوشتن ويا بحث كردن است ، اينها از عناصر مهم ارتباطي هستند ولي در واقع ارتباط را رفتاري مي گوييم كه پيامي در خود دارد كه توسط طرف مقابل ما درك مي شود، خواه شفاهي باشد يا غير شفاهي ،آگاهانه يا ناآگاهانه ، عمدي و…. ولي اگر ادراك شود ،جنبه پيام ارتباطي پيدامي كندوهمين عدم درك پيام رابطه رامختل،معشوق ونارسامي سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسياري از شاديها وغصه ها و رنجها زندگي است ، زندگي شاد ، زندگي سرشار از دوستي است . روشن است كه با افراد متفاوت ، رفتارهاي متفاوتي خواهيم داشت تاكيد بر خصوصيات مشترك ارتباط را موثر مي كند ، ما انسانها با يكديگر مشتركات فراوان داريم ،با كمي تمرين مي توان خود را همراه ديگران بيابيم و با آنها دوست وهم راي شويم.

 شيوه هاي افزايش ارتباط خود با ديگران :

1)صريح وصادق بودن:

سعي كنيم در روابط خود با ديگران صريح وصادق باشيم ، در گفته هاي خود صريح وصميمي باشيم واز هر نوع ابهامي اجتناب كنيم ، چون اگر منظور خود را با صراحت بيان نكنيم طرف مقابل ما به اشتباه مي افتد وبه حدس وگمان متوسل مي شود واز واقعيت دور مي گردد.

2- احساسات خود را بيان كردن:

بااحساس خود روراست باشيم ، سعي كنيم مشكلات زندگي واحساساتي كه داريم،باهمسر وشريك وباطرف مقابل خوددر ميان بگذاريم .حتي اگر گمان كنيم كه باعث ناراحتي آنها ميشود اگر مي خواهيم با طرف مقابل خود ارتباطي معقول ومنطقي بر پايه تفاهم داشته باشيم ، بهترين روش روراست بودن است واحساس خود را باوي در ميان گذاشتن است .اگر مشكلي را حل نشده باقي بگذاريم ويا موضوعي را كه مداقه وگفتگو در باره آن الزامي است به ميان نكشيم ، مثل اين است كه دمل چركين ودردناكي را سرجايش گذاشته وبه حال خود رها كرده باشيم .

3- زمينه مشترك ونكات مشابه را يافتن :

درجست وجوي زمينه هاي مشترك باشيم، سعي كنيم در ارتباطمان بيشتر ا نكات مشترك ومشابه را بيابيم . اهداف ونيازها ونگرانيها را از نظر او نگاه كنيم وبراي اينكه شرايط طرف مقابل را درك كنيم بايد اموراو را از ديد ونظر او ببينيم وبا پرس وجو ، از اموري كه نگراني او باعث شده ، متوجه گرديم ،همين نكات مشترك زمينه هاي مساعدي هستند كه شالوده همدلي ووحدت وتفاهم را برروي آن مي توان بنا كرد ، عبارتي مثل : ((من وتو هردو همين را مي خواهيم ))را مي توان بيان نمود.

4- همدلي وهمدردي كردن:

سعي كنيم با شخص احساس مشترك داشته باشيم . شادي وغم خود به حساب آوريم وموقعي كه او احساس غم مي كند ما نيز با او همدرد وهم غم شويم وبالعكس مساعي ما اين باشد كه سيستم حسي فردارتباط برقرار كنيم .

5- شنونده خوبي بودن:

شنونده خوبي باشيم وگوش كردن را ياد بگيريم .گوش كردن به سخن وكلام ديگري موجب مي شود تا او در نهايت آرامش خيال ، به طور واقع ، منويات قلبي واحساسات خود را با ما در ميان بگذارد وبرايمان احترام قائل شود وآماده شنيدن نظرات ما شود.

6- سيستم روحي افراد را شناختن وتقليد از آنها:

براي اين كار بايد به دقت به افراد چشم بدوزيم وبه سخنان آنها به دقت گوش فرا دهيم وببينيم غالبا" از چه نوع كلماتي استفاده مي كنند آنگاه با استفاده از همان نوع كلمات ، تقليد از لحن صدا،حالات وحركات چشم ها به گونه اي با آنها نحوه فكر وعملكرد ذهني شان مطابق باشد.

7- شخصيت افراد در نظر گرفتن:

بايد ببينيم طرف مقابل ما چه شخصيتي دارد ، برون گراست يا درون گرا ، براي صميميت با درون گرايان بايد ببينيم چه ايده ها وارزشهاي براي آنها اهميت دارد و آنگاه بكوشيم تا با توجه به چارچوبهاي ذهني شان با آنها رفتار كنيم وصحبت كنيم وبالعكس ، براي همدلي با برون گرايان به آنها نشان دهيم كه آنچه مي گويند وعمل مي كنند با انديشه ورفتار مردم هماهنگ است.

8- تقويت نمودن عزت نفس :

براي تقويت عزت نفس خودبايد با تعمق در ژرفاي وجود از دنياي پيچيده درون خود آگاه شويم ، به كاستي هايمان پي ببريم ، جهت گيري هايمان را در قبال رويدادهاي مردم وشرايط گوناگون بشناسيم وبه فكر اصلاحشان باشيم وبا كمك حرمت نفس وارزشي كه براي خودمان قائل هستيم حق انتخابمان چندبرابرميشود وارتباطمان با ديگران به نحو چشمگيري بهبود مي يابد .

9- محترم شمردن احساس طرف مقابل :

همواره رفتاري احترام آميزداشته باشيم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماريم،كوچك كردن همديگر،به خصوص درحضور ديگران درمناسبات وروابط ،اثرتخريبي دارد،رفتار توام باظرافت وملايمت نه فقط شامل رفتار مودبانه مي شود،بلكه صفا وصداقت واقعي واعتمادكامل نيز در بردارد.

10- سكونت نمودن :

سكوت پيامي اعجاز گر در امر ارتباط است ويكي از جنبه هاي مهم ارتباط است ، مشروط بر اينكه حاوي پيامي باشد، سكوت مي تواند در مناسبات انسان عشق ورضايت وخشنودي وتفاهم دوگانه واحساسها را منتقل سازد.

11- عدم افراط در موعظه:

منظورمان را به صورت سخنراني ونصيحت خشك تو خالي بيان نكنيم . موعظه مي تواند جنبه افراطي ومخرب درروابط داشته باشدومابايدسعي كنيم حداعتدال رانگاه داريم وبراي سخنانمان ارزش قائل شويم وجايي كه ازمانظرمي خواهند ، نظر بدهيم .

12- وقت وموفقيت شناس بودن :

يادبگيريم كه چه وقت شوخي وچه وقت جدي باشي،هيچگاه طرف مقابلمان رادست نيدازيم ،ازگفتن جملات وكلماتي كه باراخلاقي وفرهنگي مناسبي ندارنددربيان منظورمان ، خوداري نماييم ،شوخي كردن بايدباتوجه به موقعيت وزمان خاصي باشد .

13- مخالف نمودن به شيوه مناسب :

ياد بگيريم كه چگونه بدون بحث وجدلهاي مخرب ، مخالفت خود را نشان دهيم ، جرو بحثها غالبا" بابلند كردن صدا ، دادوفرياد ، خشم وغضب ، همراه است . بحث وجدلها تا حدود زيادي تحت تاثير گرايشات وخلق وخوي افراد درگير مباحثه قرار مي گيرد .اكثريت مردم فاقد  روحيه خود پسندانه افراطي هستند ، به اين علت با تسلطي كه بر نفس خود دارند مي توانند از درگيري واهانت خود داري كنند .كسي كه مي خواهد شمارا خشمگين كندتاازكوره در برويدبهترين راه مقابله باآن برگزيدن روشن سازنده به جاي عكس العمل وروش مخرب ومنفي است كه اوبه آن توسل جسته است .

14)يكي بودن قول وعمل :

سعي كنيم قول وعملمان يكي باشد .هنگامي كه خودمان براي گفته هاي خود ارزش قايل نيستيم ، چه انتظاري مي توان داشت كه ديگران قولها وسخنان ما را محترم بشمارند .هنگامي كه ما قول مي دهيم كاري را انجام دهيم سعي كنيم آن را به مرحله عمل برسانيم واگر ناتوان در انجام آن هستيم هرگز خود مكلف به وعده اي كه از عهده آن بر نمي آييم ، نكنيم روراست وصادقانه بگوييم نمي توانيم .پس براي اينكه ديگران را به خوبي درك كنيم بايد بتوانيم اطلاعات را به خوبي از آنها كسب كنيم واين امر منوط به توانايي ما در دقيق گوش كردن ، دقت نظر ، همدلي ، طرح سئوالات مفيد وسودمند واحترام متقابل است . احترام با سيستم حسي فرد ديگر ، مشاهده همه چيز از نگاه او وسر در آوردن از نيازها وعلايقش به ما كمك مي كند كه اطلاعات را به نحوي دريافت كنيم كه به سهولت قايل فهم وهضم باشد . دو عامل اساسي ارتباط ، همان درك شدن ودرك كردن است . زندگي يك مسابقه صرف نيست،مي توانيدبا اشخاص به گونه اي رفتار كنيد كه هركس خودرا يك برنده در نظر بگيرد واحساس پيروزي كند. شرايط پيروز شدن يكي وباختن ديگري هرگز به نفع كل نيست. همگام شدن نه تنها روي ديگران ، بلكه روي ما نيز تاثير قابل ملاحظه اي بر جاي مي گذارد .وقتي با ديگران همگام مي شويم در واقع به دورن آنها مي رويم ودر ذهن آنهاجا مي گيريم ودر ارتباطمان بايد سعي مان در افزايش وارتفاء بيش ازبيش اين رفتارهاباشدودرنتيجه تجربه اي از آنها پيدا كنيم.همگام شدن موثربه ماامكان مي دهد با ديگران برخورد همدلانه وبه ياد ماندني داشته باشيم .

****

منبع : مقاله "  ارتباط موثر اجتماعي و موفقيت "-تهيه كننده : سايت  تاپ ايران -آدرس  اينترنتي :http://www.topiran.com/ravan2.html

مقدمه
واژه ارتباط (COMMUNICATION) از ريشه لاتين”COMMUNIS” به معناي اشتراك گرفته شده است. اين كلمه در زبان فارسي به صورت مصدر عربي باب افتعال به كار مي رود كه در لغت به معناي پيونددادن و ربط دادن و به صورت اسم مصدر به معناي بستگي، پيوند، پيوستگي و رابطه كاربرد دارد.

مفهوم ارتباط در دائره المعارف عمومي فيشر چنين تعريف شده است: «ارتباط در مفهوم گسترده آن، براي بيان هرنوع انتقال اطلاعات به كار مي رود.»

«در يك مفهوم دقيق تر، انسان از مفهوم ارتباطات، يك جريان دو سويه تفهيم و تفاهم ميان دو موجود زنده را درك مي كند. ارتباط بين دو انسان، نوعي رفتار اجتماعي است كه از مفهوم «فاعليت» يك قطب تا فهم و احساس و رفتار قطب ديگر گسترده است. ارتباطات، نوع خاصي از رفتار اجتماعي يا رفتار متقابل است كه طي آن، مفهوم مورد نظر مستقيماً به كمك علامات مختص به موضوع، به گيرنده منتقل مي شود.»

فرايند ارتباط
مفهوم از يك منبع (دهنده پيام) به گيرنده آن مي رسد. اين پيام به صورت رمز درمي آيد (شكل نمادين به خود مي گيرد) به وسيله نوعي ابزار (كانال) به گيرنده پيام مي رسد و او آن را به صورت پيـــام در مي آورد. (از رمز خارج مي كند) كه مقصود و موردنظر دهنده پيام است. منبع پيام از طريق به رمز درآوردن يك فكر يا انديشه به وجود مي آيد.

پيام يك محصول فيزيكي و واقعي است كه در سايه به رمز درآوردن منبـع پيام به وجـود مي آيد هنگامي كه ما حرف مي زنيم كلام همان پيام است. هنگامي كه مي نويسيم، نوشته چيزي جز پيام نيست. كانال وسيله اي است كه پيام از آن عبور مي كند. منبع پيام& كانـال را مشخص مي كند و ما بايد تعيين كنيم كه آيا از يك كانال رسمي يا غيررسمي استفاده مي كنيم. گيرنده پيام، موضوع يا كسي است كه پيـام به او داده مي شود. ولي پيش از آنكه پيام دريافت شود بايد نماد يا علائم موضوع در آن به گونه اي درآيد كه براي گيرنده پيام قابل درك باشد. اين مرحله را از رمز خارج كردن پيام مي نامند. از طريق بازخور هم مي توان مشخص كرد كه آيا گيرنده پيام آن را به درستي درك كرده است يا خير.

مديران عوامل ذيل را مانع از يك ارتباط صحيح و مناسب در محيط كار معرفي مي كنند:

1 - فقدان دانش و اطلاعات؛
2 - مشخص نكردن اولويتها به طور دقيق؛
3 - گوش نكردن؛
4 - فقدان درك كامل سخن گوينده و قصور در پرسش؛
5 - عدم توجه به نيازهاي ديگران؛
6 - خوب فكرنكردن و زود نتيجه گيري كردن؛
7 - از دست دادن صبر و شكيبايي و وارد بحث و جدل شدن؛
8 - كمبود وقت؛
9 - حوصله نداشتن؛
10 - تلاش نكردن براي چاره جويي.
اگر اين مشكلات شناخته و برطرف نشوند مي توانند تاثير ارتباط مدير را با ديگران به شدت كاهش دهند. به طور كلي ناتواني در ايجاد ارتباطي موثر پيامدهاي زير را دربر دارد:
از دست دادن كار؛
عدم ايجاد تفاهم؛
فروكش كردن شور و اشتياق؛
عدم كارايي و در نتيجه ايجاد خطا؛
كاهش در قدرت توليد؛
ناكامي و خصومت؛
كاهش اعتماد به نفس؛
عدم حضور در محل كار؛
احساس بي علاقه گي نسبت به محيط كار؛
بي خوابي؛
تغييردادن مكرر پرسنل؛
تضعيف روحيه فعاليت گروهي؛
كاهش خلاقيت؛
روحيه ضعيف؛
پرسنل افسرده و غمگين.
باتوجه به موانعي كه برسرراه ارتباط قرار دارد، مديران براي رفع اين موانع بايد موارد زير را مورد توجه قرار دهند:
1 - به بازخورها توجه كنند؛
2 - در گوش دادن به حرف ديگران توجه لازم را مبذول دارند؛
3 - توانايي كنترل احساسات را در محيط كار تقويت كنند؛
4 - به ارتباطات غيرگفتاري توجه داشته باشند؛
5 - به شرايط روحي و ذهني طرفهاي مقابل خود توجه كنند؛
6 - با مخاطبان خود همدلي كنند.
چنانچه مديران مهارتهاي لازم در برخورد با كارمندان سمـج و بهانــه جو را فراگيرنـد مي توانند ارتباطي موثر را در محيط كار برقرار سازند

 

همۀ ما می دانیم که بازاریابی و فروش با یک مقولۀ بسیار مهم تحت عنوان برقراری ارتباط سروکار دارد. منظورم از همۀ ما تمامی کارآفرینانی است که چه در بازاریابی شبکه ای فعالیت می کنند چه روی اینترنت به بازاریابی مشغولند و یا صاحبان مشاغل و کارآفرینان شرکتی می باشند. ارتباط و چگونگی برقراری آن با مردم اولین مرحله از فرایند فروش و یا معرفی کسب و کار می باشد اما مهمتر از آن حفظ این ارتباط است و مخاطب ما بایستی تصویری بسیار زیبا و نگرشی مثبت از ما در ذهنش ایجاد گردد تا یک همکاری طولانی مدت بین ما ایجاد گردد.
 برایان تریسی(Brian Tracy) نامی آشنا در بین فروشندگان،کارآفرینان و نتورکرها می باشد. یکی از مقالات این شخصیت در رابطه با ارتباطات است که ترجمۀ آن را در ادامه می خوانید:

ارتباطات همه چیز هستند
نوشتۀ: برایان تریسی
ترجمه از: امیر آزادی با اضافات

شالوده و اساس شما برای موفقیت
فروش رابطه ای از تمامی استراتژی های فروشندگی مهم تر است. توانائی شما برای گسترش و ابقاء ارتباطات طولانی مدت با مشتری شالوده و اساس موفقیت شما به عنوان یک فروشنده می باشد و باعث موفقیت در کسب و کارتان(Your Business) می شود. فروش رابطه ای به فهم متحرک هائی(dynamics) که در فرایند فروش توسط مشتری شما تجربه می شود نیاز دارد.

پیشنهاد یک ازدواج کاری
برای مشتری شما ، یک تصمیم خرید معمولاً به معنای ورود به یک ارتباط طولانی مدت با شما و شرکت شما می باشد. این بسیار شبیه به یک "ازدواج کاری" می باشد. قبل از اینکه مشتری تصمیم به خرید بگیرد ، می تواند شما را ترک کند یا اینکه با شما بماند. او به شما و یا شرکت شما نیاز ندارد. او انتخاب ها و اختیارات مختلفی دارد که تماماً به روی او باز هستند و خرید نکردن هم یکی از این انتخاب هاست. اما هنگامی که مشتری شما تصمیم می گیرد از شما خرید کند و به شما پولی را برای محصول یا خدمتی که می فروشید پرداخت کند به شما وابسته می شود. و از زمانی که او تجربه خرید بدی را از گذشته داشته باشد در مورد این رابطۀ وابستگی بسیار ناآرام و نامطمئن خواهد بود.

به قول های خود عمل کنید
اگر مشتری خود را مأیوس کنید چه پیش می آید؟ اگر محصولتان آنطور که قول داده اید برای او کار نکند چه پیش می آید؟ اگر به او خدمت رسانی نکنید و او را آنطور که قول داده اید حمایت نکنید چه اتفاقی رخ می دهد؟ اگر محصول ایراد داشته باشد و نتواند آن را تعویض کند چه پیش می آید؟ اگر محصول برای نیازهای او نامناسب باشد چه می شود؟ اینها آن دسته از بلاتکلیفی هائی هستند که در ذهن هر مشتری ای در زمان تصمیم گیری برای خرید بوجود می آید.
اینها برای تمامی شما زمانی که قصد خرید محصولی را از شرکت های فروش مستقیم داشته اید پیش آمده . بسیاری از شما هم هنگام عضویت در این شرکت ها برای فروش محصولات آنها قانون شکنی ها و عمل نکردن بالاگروهی تان نسبت به قول هایشان را تجربه کرده اید و این تجربه می تواند حالا به شما کمک زیادی کند و حالا می دانید یک ارتباط دوستانۀ طولانی مدت با همکارانتان چه نتایج شیرین و جالبی را به وجود می آورد و عمل نکردن به قول هایتان چه نتایج وخیمی را به بار می آورد.

تمرکز روی ارتباط
امروزه به دلیل پیچیدگی بیشتر محصولات و خدمات مخصوصاً محصولاتی با تکنولوژی بالا ، واقعاً ارتباط مهم تر از محصول می باشد. مشتری از ترکیبات محصول شما یا چگونگی عملکرد کمپانی تان اطلاعی ندارد ، اما می تواند یک ارزیابی و قضاوتی را در مورد شما و رابطه ای که بین شما و او در خلال فرایند فروش بوجود آمده را داشته باشد. پس در حقیقت ، تصمیم مشتری بر پایۀ واقعیتی است که باعث شده به شما اعتماد کند و چیزی که شما می گوئید را باور کند.

یک رابطۀ معتمدانۀ محکم ایجاد کنید
در بسیاری از موارد ، کیفیت رابطۀ شما با مشتری یک مزیت رقابتی است که شما را قادر می سازد تا از دیگر افرادی که محصولات یا خدمات مشابهی دارند پیشی بگیرید. کیفیت رابطۀ معتمدانه ای که بین شما و مشتری هایتان برقرار است می تواند به قدری محکم باشد که رقبای دیگر نتوانند در آن وارد شوند.

مشتریان خود را برای زندگی حفظ کنید
بزرگترین تک اشتباهی که باعث می شود فروشندگان مشتری ها را از دست دهند به این خاطر است که آن مشتری ها را از افرادی بدیهی و مسلم فرض می کنند. این یک شکلی از "آنتورپی مشتری" است.این زمانی اتفاق می افتد که فروشنده از فعالیت هایش کم می کند و شروع به تکذیب مشتری می نماید. تقریباً هفتاد درصد مشتری هائی که از حامیان و فروشندگان فعلی خود گریزان می شوند بعدها اینگونه پاسخ داده اند که اساساً به دلیل عدم توجه از کمپانی تغییراتی ایجاد کرده اند و کمپانی خود را برای خرید عوض نمودند.

به محض اینکه شما زمانی را صرف نمودید و فعالیت هائی ضروری را برای ایجاد یک ارتباطی بر پایۀ اعتماد با مشتری خود انجام داید ، بایستی آن رابطه را برای زندگی کاری خود حفظ کنید و هرگز نباید این ارتباط را یک امری مسلم برای همیشه فرض کنید. این ارتباط ممکن است با کوتاهی شما سریعاً به اتمام برسد.

تمرین های عملی
ابتدا، بر ایجاد یک ارتباط با کیفتی بالا با هر یک از مشتریان از طریق یک رفتار مناسب تمرکز کنید تا او دوباره بازگردد ، دوباره خرید کند و شما را به دوستانش معرفی کند.

در مرحلۀ دوم، به مشتریان فعلی خود توجه کنید. به آنها بگوئید که احترام برایشان قائلید. راه هائی را برای تشکر از آنها و تشویق آنها در جهت بازگشت دوبارۀ آنها و انجام همکاری با شما پیدا کنید.

برایان تریسی نویسندۀ کتاب "روانشناسی فروش" بیش از سیصد برنامۀ آموزشی مختلف را در مورد کارهای گروهی و موفقیت افراد تا کنون تولید نموده و این برنامه ها حاصل 25 سال تحقیق و بررسی ایجاد گشته که بیشتر آنها از مؤثرترین ابزار آموزشی در جهان می باشند. برایان در حال حاضر در سان دیگو به همراه همسرش باربارا و چهار فرزندش زندگی می کند.

ترجمه از: امیر آزادی
وب سایت : www.mlminiran.bravehost.com

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 17:35  توسط +VisioN  | 

GITA

 

 کمپانی به دنبال رشد سریعتر ، و بیش از پیش از چند ماه پیش اولین دانشگاه تخصصی نتورک مارکتینگ جهان ، توسط کمپانی Qi و با نظارت V-team ، افتتاح شد ( GITA ) در این دانشگاه فیزیکی ، افراد از سراسر دنیا جمع میشوند و به صورت متمرکز و تخصصی درس نتورک مارکتینگ می‌خوانند . البته در حال حاضر تنها کسانی که در کمپانی QI عضو باشند ، اجازه‌ی حضور و ثبت نام در GITA را دارند . اساتید این دانشگاه همگی از نتورکرها و لیدر های بزرگ دنیا می‌باشند که توسط خود V-team نیز مجددآ به صورت علمی دوره‌های لازم را گذرانده‌اند ، و اجازه‌ی تدریس در این دانشگاه را به دست  آورده‌اند. نکته‌ی جالب اینجاست که فارغ التحصیلان این دانشگاه باید به عنوان پایان نامه‌ی تحصیلی خود ، طرحی را به کمپانی Qi  عرضه کنند که در این طرح‌ها باید نوآوری رعایت شده باشد و در زمینه های جدید علم نتورک تحقیق و بررسی کرده باشند. بی شک فارغ التحصیلان این دانشگاه ، به خاطر چندین سال تحصیل در رشته ی نتورک مارکتینگ سطح اطلاعاتی بالایی در زمینه‌ی این علم خواهند داشت و طرح‌های  آنها میتواند ایده‌های موثر و مفیدی ، در راستای نزدیکتر شدن Qi به اهدافش داشته باشد. پس در واقع در این دانشگاه افرادی با اطلاعات بالا برای کمک به کمپانی Qi تربیت می‌شوند و دانشگاه ، خود به یک مرکز تحقیقاتی و نظارتی ، برای Qi تبدیل می‌شود.

ما دردانشگاه  GITAبه پتانسیل بالای خانمها درامر نتورک مارکتینگ پی برده ایم، و درمقابل از چالشهایی که آنها دراین صنعت با آنها دست به گریبان هستند نیز مطلعیم . ما براین باوریم که با دادن انگیزه وساپورت صحیح  به خانمها، آنها می توانند تمام پتانسیل خود را برای دستیابی به بهترینها بکار گیرند.

درراستای این حرکت ماعده زیادی از خانمهای نتورکر در QI را گرد هم آورده ایم تا  آنها را درجهت نیل به موفقیت راهنمایی کنیم، علیرغم پیشرفت راهبری دربین خانمها و بهبود شرایط خانمها به عنوان راهبران تجاری ، گیتا مفتخر است کنفرانسی را در تاریخ 9 سپتامبر مختص خانمها تحت عنوان "I'm Alive" ( من زنده هستم)  درهتلPalace Of The Golden Horses  مالزی  برگزار کند.

دراین کنفرانس  بالغ  بر2000 نفر از لیدرهای خانم QI با پیشینه های متفاوت، درجلسه ای حضوری شرکت می کنند و تجربیات و چالشهای یکسان خود را باهم تقسیم می کنند و دیدگاههای الهام بخششان را بازگو می کنند  تا به زوایای دید تازه ای  دست یابند.

 این ایده ای است برای جهت بخشیدن به راهکارهایی خلاق، درچگونگی ساخت بهتر مراحل بعدی زندگی و به عبارت دیگر تلاشی است برای دریافتن چگونگی کسب کامل نیروهای نهفته خود.

اوج این کنفرانس در حضور خانم "اومایال ایشواران" بعنوان سخنران اصلی در این کفرانس است و بهمراه ایشان خانم "دونا ایمسون" و خانم" پادما" از لیدرهای خوب کمپانی و از VCouncil  های   VTeamدر این کنفرانس شرکت دارند.

هریک ازاعضا یک بلیط مجانی برای جشن هشتمین سال تولد کمپانی در مالزی که درهتل پتالینگ یاوا  مالزی درتاریخ هشتم سپتامبر برگزار خواهد شد دریافت میکنند. همچنین اعضا شانس برنده شدن درقرعه کشی  3000 دلاری  که از طرف  JRMC, QVI وRYHTM House  اعطا میشود را نیز دارند. این شانسی است که نباید ازدست دهید با Download کردن فرم مربوطه از ادرس  WWW.Gitaworld. Biz   جای  خود را از هم اکنون محفوظ دارید.

ما تضمین می کنیم که شرکت کنندگان با گنجینه ای از دانش خارج میشوند واین تجربه به آنها اجازه می دهد تا روابط قوی تر و با  معنی تری  با Prospectهای خود ، نتورکرهای مرد مجموعه شان وحتی با افرادی که هر روز می بینند برقرار سازند.  ما خواستار آنیم که  شما احساس زنده بودن و امادگی  برای بالا بردن سطح زندگیتان را به بالاترین حد ممکن برسانید."

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 17:25  توسط +VisioN  |