عنوان :تبدیل یک ذهنیت قدیم به جدید.
- اگر به عنوان مثال در آینده ،من هزار نفر زیرمجموعه داشته باشم،آیا همه این هزار نفر را من خود به صورت مستقیم به سیستم معرفی کرده ام؟
- زمینه های سنتی در این کار قابل اجرا نیست .من مطمئنم همه افراد در زمینه های تجاری مختلف اطلاعات زیادی دارند ،اما سازوکارهای این حرفه خیلی ساده تر از تجارتهای سنتی ماست باید این تفاوتها را پذیرا باشیم .
اگر مربی بسکتبالید و میخواهید تیم شما برنده شود تاکتیک های شنا را برای بسکتبال به کار نمی برید. چون این تاکتیک ها در زمینه های مربوط به خود جواب می دهد .پس اگر ما می خواهیم در این حرفه موفق باشیم باید از ابزاری استفاده کنیم که در حرفه ماجوابگو باشد.ابزارهای تجارت سنتی بسیار پیچیده تر از ابزارهای تجارت شبکه ای می باشد.به چه منظور درتجارت سنتی اندیشه این است که هر چقدر ارتباط بیشتری داشته باشیم ،فروش بیشتری داریم در نتیجه موفقتر هستیم.ولی همه مردم دارای ابزار ارتباطات زیاد نمی باشند . فرض کنید یک آشپز هستید و قصد دارید رستورانی در فرانکفورت باز کنید و تا حالا در فرانکفورت زندگی نکرده اید: در طرف دیگر برنارد را دارید که عمرش را در فرانکفورت گدرانده و او هم قصد دارد رستورانی در فرانکفورت بازکند به نظر شما کدام شخص موفقتر است؟
در تجارت سنتی هر چقدر ارتباطات ما بیشتر باشد میزان برد ما بالاتر است .پس قطعا" برنارد در این کار موفق تر است . حال شما وارد شغلی جدید شده اید که این ذهنیت را پذیرا نمی باشد چون شیوه اینکار،ارتباطات زیاد نمی باشد .این ذهنیت بدرد این کار نمی خورد .در نظر بگیرید شما شخصی هستید که چهل نفر را به این مجموعه معرفی کرده اید و مجموعه شما چند ماه است که از عدد چهل بالا تر نمی رود ،اما شخص دیگری که دریک دهکوره زندگی میکرده دو نفر مستقیما" به این سیستم معرفی کرده از شما موفقتر است .
o پس می بینیم که که ارتباطات زیاد به درد این کار نمی خورد .
در این کار نباید به دنبال افراد خاص بگردیم هر فردی در Network marketing فردی خاص می باشد ،البته پس از دیدن آموزش و حمایت شدن صحیح،قبل از این به این فکر مشغول بودیم که فردی که می خواهیم به اینکار معرفی کنیم فردی باشد با دوستان زیاد ،فلانی نصف ایران می شناسد .افرادی که با این طرز فکر وارد شوند قطعا" شکست می خورند.بالا خره افرادی که آنها می شناسند تمام می شود و دیگر کسی را برای معرفی به این سیتستم نخواهند داشت.
جذابیت این کار اینست هر فردی با هر سن و توانی می تواند آنرا انجام دهد زیرا احتیاج به تخصص و مدرک خاصی ندارد .
در پیدا کردن افراد خود باید از حلقه تاثیر گذاری خود استفاده کنید .
-حلقه تاثیرگذاری: کسانی که به شما اعتماد کامل دارند چه از نظر عاطفی و چه از نظرشفلی .مثلا" اگر به آ نها بگوئید یک میلیون تومان به شما قرض دهند بدون هیچ درنگی این کار را انجام دهند .وقتی ببینند که شما وارد کارجدید شده اید بلافاصله برای وارد شدن به اینکار بی تابی کنند چون می دانند که شما فردی هستید که به اصطلاح جایی نمی خوابید که زیرتان آ ب برود .معمولا"هر شخص حداقل سه تا پنج نفررا در حلقه تاثیرگذاری خود دارد .
مثلا" اگر شما بیست دوست صمیمی دارید می توانید بین آنها چهار نفر صمیمی تر را انتخاب کنید .(این یک مسدله دیگر است )اگر روزی به آنها گفتید که دیگر نباید ورودی بگیرند اینکار را انجام دهند اما اگر با شما صمیمی نباشند حرف شما را قبول نمی کنند .پس در این کار ابتدا دوستان صمیمی را معرفی می کنید زیرا به ما اعتماد دارند وا گرروزی نکته ای به آ نها بگوییم از ما پذیرا هستند :برای اینکه می دانند به صلاحشان است .
در نظر بگیرید فرد جدیدی وارد اینکار می شود یک دریچه به دنیای جدید است جالبی این شخص این است ،نه خود شخص.
هر شخص ممکن است صد نفر را نشناسد اما به طور یقین افرادی را در دایره نفوذی خود دارد که به راحتی می تواند اینکار را به آنها معرفی کرده و خیلی راحت ورودی خود را دریافت کند.
دوستان شما نیز افرادی را در حلقه تاثیرگذاری خود دارند که به راحتی آنها را به اینکار معرفی کنند افراد جدید چطور،آنها هم حدافل 3 تا 5 نفر را در حلقه تاثیر گذاری خود دارند.
-حلقه تاثیر گذاری :
1.حلقه اعتماد عاطفی: مثلا" من وارد اینکار شده ام دختر خاله ام به من می گوید از پلان کار خبر ندارم اما به خاطر خود تو وارد اینکار می شوم.
2.حلقه اعتماد کاری:من دوست خود را درمترو می بینم به او می گویم وارد کار جدیدی شده ام و کار قبلی خودم را که در آن موفق بودم را رها کرده ام به من می گوید الان وقت شنیدن کار را ندارم اما چون تو وارد شده ای روی من هم حساب کن من در اولین فرصت وارد اینکار می شوم.
ممکن است به پنجاه نفر کار را معرفی کنیم دلیلی که فقط دو نفر از آن پنجاه نفر وارد اینکار میشوند اینست که از آن پنجاه نفر فقط فقط دو نفرشان در حلقه تاثیرگذاری ما بوده اند.پس بهتر است ما دو نفرخود را شناسایی کنیم تا بیهوده بر روی چهل و هشت نفر دیگر که در حلقه تاثیرگذاری ما نیستند ، وقت نگذاریم .
پس 48 نفر دیگر چه خواهند شد ؟چهل و هشت نفر دیگر در حلقه تاثیرگذاری دوستان شما و افراد دیگر هستند ، آنها نیز توسط یکی از آن افراد وارد اینکار می شوند .
هر کسی می خواهد در Ebl حداقل 5000-5000 خود را داشته باشد ،فقط کافیست که افرادی که در حلقه تاثیر گذاریشان وجوددارند را به اینکار معرفی کنند .با آموزش آنها و حمایت صحییح این کار را ادامه دهند .
حالا ما به ورودی های مستقیم خودآموخته ایم که هر شخص پس از ورود به این سیتستم برای موزش دادن باید آموزش ببیند و از طرف شخص معرف خود حمایت شود.حال ورودیها ی مستقیم ما ورودی های خود را حمایت کرده و آموزش میدهند تا آنها نیز افرادی را که درحلقه تاثیر گذاری خود هستند وارد کنند . در واقع ما اینکار را به ارث گذاشته ایم و دارای مجموعه ای هستیم که هیچ وقت متوقف نمی شود زیرا هر شخص پس از وارد شدن و آموزش دیدن یک لیدر خوب وآگاه می شود که لیدرهای جدیدی را می پروراند .
o لیدر:شخصی است که کار را به خوبی معرفی کند،با اطلاعات کافی از کار خود حمایت کند.
o Leader (رهبر): کسی که قبلا" راه را رفته باشد و فرد را رهبری کند تا او نیز با موفقیت این راه را بپیماید .
چهل و هشت نفری که در حلقه تاثیرگذاری من نبودند و کار را به آنها معرفی کردم ، می گفتند عقل تو سر طرف نیست ، ولی دو نفری که در حلقه تاثیر گذاری من بودند ، از من می خواستند تا آنها را سریع تر ئارد سیستم کنم . وقنی می شود خیلی راحت با استفاده از حلقه تاثیرگذاری ، افراد خود را به کار معرفی کنیم ، چرا راع سخت را انتخاب کرده و از روش سنتی استفاده کنیم .
اقوام و دوستان و همکاران شما به خاطر EBL وارد این کار نمی شوند ، آنها بخاطر خود شما وارد کار می شوند . به خاطر نفوذی که شما بر روی آنها دارید . مطمئنا شما روی صد نفر و دویست نفر نفوذ ندارید ، ولی روی سه ، چهار ، پنج نفر خود نفوذ دارید .
در واقعیت ،نشان دادده شده هر شخصی حداقل سه تا پنج نفر در حلقه تاثیرگذاری خود دارد که به راحتی می تواند آنها را به کار معرفی نماید .
|
آن چها ر دایره افرادی هستند که در حلقه تاثیرگذاری شما قرار دارند. |
|
چهار دایره اول افرادی هستند که به خاطر اعتماد به شما وارد شده اند اما چهار نفر بعدی دیگر به خاطر شما وارد نشده اند بلکه آنها به خاطر آن چهار نفری که شما وارد کرده اید وارد شده اند برای شرکت هم فرقی نمی کند که معرف این افراد شما بوده اید یا دوستان زیرمجموعه شما. |
شما در ابتداچهار نفری را که در حلقه تاثیر تپذیرتان بوده اند را وارد کرده اید اما هر کدام از آنها چهار نفر داشته اند که در حلقه تاثیر پذیری آنها قرار داشته که به خاطر شما وارد نشده اند ،بلکه به خاطر دوستانی که در حلقه تاثیر گذاری شما بوده اند وارد شده اند وآنها نیز افرادی را دارند که به خاطر اعتماد آنها وارد اینکار می شوند .شما می توانید با حمایت چهار نفر خود مجموعه ای عظیم و سازمانی بزرگ داشته باشید وبا آموزش آنها اینکار را به صورت ارث برجای بگذارید.
آموزش:تجربه ای را تئوری به کسی یاددادن .
حمایت:پشتیبانی کردن از افراد که تجربه های شما را درست به کار ببرنند و بتوانند به راحتی در اینکار موفق شوند.
اگر شما به شخصی بگویید که فقط چهار نفر کافیست به سیستم معرفی کند اگر او را حمایت و پشتیبانی نکنید و آموزش ندهید مجموعه آن فرد همان چهار نفر باقی می ماند و حرفی که به شما خواهد گفت این است که تقصیر تو بو د که مجموعه من چهار نفر است من قصد داشتم افراد بیشتری را به سیستم معرفی کنم .اما با حمایت صحیح آنها میدانند که باید چهار نفر خود را معرفی کنند و کار ادامه پیدا میکند .
شخصی که تازه وارد این کار می شود مثل یک نوازاد تازه به دنیا آمده می باشد که شما مسئول تربیت او می باشید اگر خود شما آموزش نبینید به زیرمجموعه خود یاد داده اید که او هم میتواند آموزش نبیند . اگر شما شخصی باشید که چهل نفر را به سیستم معرفی کرده اید و از افراد زیرمجموعه خود بخواهید که آنها فقط چهار نفر را به سیستم معرفی کنند آنها طبعا" قبول نخواهند کرد چون شما به آنها یاد داده اید که میتوان در اینکار چهل نفر را همزمان و بدون آموزش دیدن معرفی کرد .
ترجیح می دهید راه سخت را رفته و همه این 355 نفر را خود شما معرفی 4
کنید یا به راحتی با آموزش چهار نفر خود آن افراد نیز مانند شما معرف 16
چهار نفر خود باشند و به راحتی بعد از چهارمرحله به 355 نفر برسید. 64
و کار ادامه پیدا کند و متوقف نشود (در واقع لقمه را دور سر چرخاندن ) 256
فراموش نکنید که شما می دانید که اصول اینکار به چه صورت است .اما 355
شخص تازه وارد از این اصول بی اطلاع است (مثل نوزاد تازه متولد شده)
-اکثر افرادی که می توانستند علاقه زیادی به اینکار داشته باشند و در آن موفق شوند به خاطر پشتیبانی نشدن دلسرد می شوند .باید در اینکار صبور باشیم:افراد را پس از معرفی آموزش دهیم .
درست است که زمان مصرف میشود اما بعد از آن ما چهار فرد آموزش دیده با اطلاعات کافی در اختیار داریم و دیگر تنها نیستیم.
بعد از چهار مرحله می بینیم که مجموعه ما چه راحت از رشد تصاعدی خوبی برخوردار است .
نکته:برای آغاز هر کاری بایستی چهار چوب ذهنی درباره آن داشته باشیم .
در تجارت سنتی قدرت فروش در ارتباطات افراد بود در حالیکه در Ebl قدرت فروش در استفاده از حلقه تاثیرگذاری می باشد .
پیش از هر کاری باید استراتژی کار را بدانیم ،قبول و استفاده کنیم.
- مزایای استفاده از حلقه تاثیرگذاری:
o آسان ورودی میگیرید .
o در آغاز مجموعه سریع رشد میکند .
o با کسانی که راحت هستیم کار میکنیم.
o سود خود را با کسانی که دوستشان داریم تقسیم می کنیم .
o آنها به حرفهای ما اعتماد دارند.
o هنگام پیگیری ازما فرار نمیکنند و راحت می توان آنها را پیگیری کرد .
o هنگام پیگیری به کار توهین نمیکنند.
o حلقه تاثیرپذیری در همه افراد مشترک می باشد.
- به دو علت ذیل سراغ حلقه تاثیر پذیری نمی رویم:
o به تواناییهای افراد نزدیک به ما برای انجام کار شک داریم :وقت میگوییم کار (Simple To do) است دروغ نمی گوییم پس شک نکنیم.
o فکر میکنیم آنها افرادی برای ورود به اینکار ندارند ،که اشتباه است چون آنها هم مثل همه آدمهای دیگر حلقه تاثیرگذاری دارند .
- نکته: خودمان را فراموش کنیم و به فکر ساختن راهبر(Leader) و سازمانمان باشیم .
- نکته:مهمترین قسمت کار شروع آن است که باید مدتی خاک آنرا بخوریم.